بينه نكنيد تا علم بصدق ما پيدا كنيد مستوجب نزول عذاب شويد * ( قالُوا ) * گفتند ايشان بعد از عجز از ايراد شبهه و اعراض از معجزه واضحه * ( إِنَّا ) * بدرستى كه ما * ( تَطَيَّرْنا ) * فال بد گرفتيم * ( بِكُمْ ) * بآمدن شما زيرا كه تا به اين بلده آمدهايد باران نباريد و مزارع و اشجار ما خشك شد * ( لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا ) * و اگر باز نايستيد از دعوى خود * ( لَنَرْجُمَنَّكُمْ ) * هرآينه شما را سنگ باران نمائيم و در زير سنگ هلاك كنيم * ( وَلَيَمَسَّنَّكُمْ ) * و البته برسد شما را * ( مِنَّا ) * از جانب ما * ( عَذابٌ أَلِيمٌ ) * عذابى دردناك * ( قالُوا ) * گفتند رسولان * ( طائِرُكُمْ ) * فال بد شما * ( مَعَكُمْ ) * با شما است يعنى بسبب شامت عقايد فاسده و اعمال باطله شما است چه بتوحيد دعوت نمودن و مردمان را بعبادت خدا خواندن غايت بركتست و خير و ميمنت * ( أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ ) * آيا اگر پند داده ميشويد آن را بفال بد مىگيريد و بقتل مىترسانيد * ( بَلْ أَنْتُمْ ) * بلكه شما * ( قَوْمٌ مُسْرِفُونَ ) * گروهى هستيد از حد در گذشتگان در عصيان به جهت فرط عناد و طغيانست كه جماعتى كه بر شما واجب است كه اطاعت ايشان نمائيد تشام و تطير خود را بايشان نسبت مىدهيد محمد ابن اسحق گفته كه ملك و قوم او نيز نگرويدند و همه متفق الكلمه شده قصد كشتن ايشان كردند
* ( وَجاءَ ) * و آمد در اينحال * ( مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ ) * از دورترين جانبى از آن شهر يعنى از در دروازه كه نهايت آن بلده بود * ( رَجُلٌ ) * مردى يعنى حبيب نجار * ( يَسْعى ) * كه بسرعت مىآمد تا برسيد نزد اينجماعت و از روى شفقت و مرحمت * ( قالَ يا قَوْمِ ) * گفت اى گروه من * ( اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ) * تبعيت كنيد اين فرستادگان را * ( اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ ) * پيروى نمائيد كسانى را كه نميخواهند از شما * ( أَجْراً ) * مزدى بر تبليغ رسالت و اداء دعوت * ( وَهُمْ مُهْتَدُونَ ) * و ايشان راه يافتگانند بطريق خفى كه خير هر دو سرا منوط است براى ايشان پس او را گفتند كه آيا دين ما را ميگذارى و تبعيت ايشان اختيار ميكنى او در جواب ايشان گفت كه * ( وَما لِيَ ) * و چيست مرا كه از روى اعتقاد * ( لا أَعْبُدُ ) * نپرستم * ( الَّذِي فَطَرَنِي ) * آن كسى كه آفريده است مرا و از عدم مرا بوجود آورده اضافهء فطر به خود دالست بر اظهار شكر و لطف ارشاد و امحاض نصح زيرا كه چيزى كه از براى نفس خود خواسته است از براى ايشان اراده نموده و مراد بان تقريع ايشانست بر ترك عبادت خالق و مشغول شدن بعبادت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 436
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٣٦