تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
كيستند گفت شمعون وصى عيسى و اين هر دو از حواريان او و آن جوان كه از براى ايشان دعا ميكرد عيسى بود و اين قصهء مذكور را عياشى به اسناد خود از ثمالى نقل نموده و او از امام محمد باقر و جعفر صادق عليه السّلام و به اينمنتهى ساخته كه اين ميت پسر ملك انطاكيه بود كه بعد از آنكه او را دفن كرده بودند بدعاى هر دو رسول زنده شد برخواست و خاك از سرش مىريخت و ميدويد ملك در عقب او مسارعت نمود چون به او رسيد گفت اى فرزند چيست حال تو گفت من در حالت موت دو مرد را ديدم كه در سجده افتادند و حيات مرا از خداى درخواستند ملك گفت اگر آن هر دو را ببينى خواهى شناخت گفت آرى پس امر كرد تا همه بصحرا آيند و چنين تعيين نمود كه يكى از رسولان پيشتر بيايد و بعد از آنكه خلق بسيار آمده باشند يكى ديگر بيايد تا بداند كه پسرش علم بمعرفت ايشان دارد يا نه و چون رسول اول آمد پسر گفت يكى اينست و بعد از آنكه ديگرى بر طريق مذكور رسيد گفت يكى ديگر اينست اينسخن در ملك اثر كرد و نزد اينحال شمعون با آن هر دو رسول زبان بدعوت گشادند * ( فَقالُوا ) * پس گفتند * ( إِنَّا إِلَيْكُمْ ) * بدرستى كه ما بسوى شما * ( مُرْسَلُونَ ) * فرستاده شدگانيم از نزد عيسى روح اللَّه و به قصد هدايت شما به اينصوب توجه نموده‌ايم ملك با قوم خود ايمان آوردند و غير ايشان از مردمان شهر به ايشان نگرويدند و در مقام خصومت در آمده * ( قالُوا ) * گفتند كه * ( ما أَنْتُمْ ) * نيستيد شما * ( إِلَّا بَشَرٌ ) * مگر آدمى * ( مِثْلُنا ) * مانند ما در كيفيت و صورت و اكثر صفات پس بچه مزيت شما را برسالت مخصوص ساخته‌اند * ( وَما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ ) * و نفرستاده است خداى تعالى * ( مِنْ شَيْءٍ ) * هيچ چيز از وحى و رسالت * ( إِنْ أَنْتُمْ ) * نيستيد شما * ( إِلَّا تَكْذِبُونَ ) * مگر كه دروغ مىگوييد در دعوى رسالت ايشان نميدانستند كه حق سبحانه از براى تبليغ رسالت از اهل صلاح هر كه را كه حكمت و مصلحت او مقتضى آنست اختيار مىكند و لهذا زبان به اين تكلم گشادند و رسولان چون استماع اينكلام نمودند * ( قالُوا ) * گفتند بعد از اقامة حجت و اظهار معجزه * ( رَبُّنا ) * پروردگار ما * ( يَعْلَمُ إِنَّا ) * ميدانيد كه بتحقيق ما * ( إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ) * بسوى شما فرستادگانيم مزيد لام تأكيد در اينمقول و ترك او در مقول اول اعنى إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ به جهت آنست كه اول ابتداء اخبار است و ثانى جواب از انكار قوله ربنا يعلم جارى مجراى قسم است در توكيد و مثل اينست قولهم شهد اللَّه علم اللَّه * ( وَما عَلَيْنا ) * و نيست بر ما * ( إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ ) * مگر رسانيدن شما آشكارا و هويدا يعنى ما از عهدهء كار خود بدر آمديم و پيغام رسانيديم و بر وفق آن معجز نموديم اگر شما بسبب جحود و عناد نظر در اين معجزات ظاهره و حجج
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 435 | الملا فتح الله الكاشاني