و اين در وقت ازالهء جبالست از اماكن خود و تلاشى و انتشار آن كما قال وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ و محققى فرموده كه اوليا نيز در ميان خلق بر حد رسوم واقفند و خلق از بواطن ايشان كه بيكدم هزار عالم را طى كنند خبر ندارند * ( صُنْعَ اللَّه ) * مصدريست مؤكدا لنفسه كه آن مضمون جملهء متقدمه است كه ناصب يوم ينفخ است كقوله تعالى وعد اللَّه و ذكر اسم جلاله بجهة عدم ذكر آنست در مقابل اى و يوم ينفخ فى الصور و قد كان كيت و كيت و اثاب اللَّه المحسنين و عاقب المجرمين صنع اللَّه صنعا يعنى در روز نفخ صور كه حالت عجيبه واقع شود و خداى تعالى نيكو كاران را ثواب دهد و بد كاران را معاقب سازد بفعل آرد و بكند كردنى كه آن نفخ است و امر او جبال و اثابت و معاقبة و يا خلق فرموده سماوات و ارض و ليل و نهار و غير آن را از امور ممكنه خلق كردنى * ( الَّذِي أَتْقَنَ ) * آن خدايى كه محكم و استوار كرد و منتسق و منتظم ساخت * ( كُلَّ شَيْءٍ ) * همه چيزها را كه از جملهء آن مقابلهء حسنه است به ثواب و سيئه و عقاب كه اجراى آنست بر قضاياى حكمة متقنه و يا خلق همهء اشيا نمود و بياراست آن را بر وجهى لايق كه شايد و سزد و موافق حكمت و مصلحت باشد و قتاده گفته كه اين آيه بمعنى احسن كل شيئى خلقه است * ( إِنَّه خَبِيرٌ ) * بدرستى كه او دانا است و آگاه * ( بِما تَفْعَلُونَ ) * به آنچه مىكنيد از معصيت و طاعت و همه را ظواهر و بواطن مىداند و بر وفق آن جز او سزا خواهد داد كما قال * ( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ ) * هر كه بيايد به نيكويى از توحيد و اخلاص يا غير آن از اقسام طاعات * ( فَلَه خَيْرٌ ) * پس او را سزايى و جزائى بهتر * ( مِنْها ) * از آن فعل نيكو زيرا كه فانى دهد و باقى ستاند و ادنى با على عوض گيرد و يكى داده تا به هفتصد بهره يابد و يا بر صواب خدا رسند كه اعظم نعم است كقوله وَرِضْوانٌ مِنَ اللَّه أَكْبَرُ و يا به آن اعتبار كه ثواب فعل خدا است و طاعت فعل بنده و گويند متعلق منها محذوفست و تقدير اينست كه خير حاصلا منها يعنى او راست جزاى بهتر كه حاصل شده باشد از آن خصلت حسنه و آن جنت نعيم است و خلاصى از عذاب اليم و اينقول حسن و عكرمه است و اكثر بر آنند كه حسنه كلمهء طيبهء لا إله الا اللَّه است كه مدار عليه جميع اعمال صالحه مرضيه است و از امام زين العابدين ( ع ) مرويست كه مردى بغزاى روم رفت و او را عادت بودى كه چون از اغيار خالى بودى و خلوت كردى بآواز بلند گفتى لا إله الا اللَّه وحده لا شريك له روزى در مرغزارى ميگذشت اينكلمه را بآواز بلند ميگفت سوارى از رجال الغيب از آن مرغزار بيرون آمد و او را گفت چه گفتى گفت آنچه شنيدى جواب داد كه و اللَّه آن كلمه ايست كه حقتعالى فرمود كه * ( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه خَيْرٌ مِنْها ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 42
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٢