الخبير اخبرنى انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض
مصدق اين است دوم آنكه حق سبحانه و تعالى فرموده كه اصطفينا و هر كه را ايزد سبحانه و تعالى بمسند اصطفا نشاند هر آينه او مصطفى باشد و اين شايسته انبيا است و ائمهء هدى نه غير ايشان چه كسانى كه برگزيدهء حق باشند البته مبرا خواهند بود از لوث معصيت و دنس عصيان زيرا كه لايق و شايستهء پاكيزگى او نيست كه اهل عصيان را برگزيند و باسم اصطفا نوازش نمايد پس اهل اصطفا اهل عصمت باشند و هر گاه كه يكى از ما كسى را كه ظاهرا متصف بصلاحيت است نه باطنا مقرب خودش سازد و انواع نوازش مىكند نظر به ظاهر حال او است و اگر علم بخبث و لوث باطن او ميداشت او را از نظر خود ميراند و از خدمت خود محروم ميگردانيد پس كسى كه عالم است به ظاهر و باطن چگونه كسى را برگزيند كه مرتكب معاصى شود و مرتكب ساير انواع ضلالت گردد و از دايرهء ايمان كه محبوب و مراد اوست قدم بيرون نهد سوم آن است كه حضرت ايزد سبحانه و تعالى در اين آيهء وافى هداية ايشان را ببهشت و درجات خلود جنات بشارت داده و بشارت دادن اهل عصيان موجب اغراء است بقبيح و حق تعالى از قبح مبراست اگر گويند ظلم مستلزم معصيت است پس منافى قول شما باشد جواب گوئيم كه مراد به اين ظلمى است كه پيغمبران آن را به خود نسبت دادهاند كقوله تعالى حكاية عن آدم ( ع ) رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا و عن يونس سبحانك انى كنت من الظالمين كه مراد به اين ترك ندبست كه مستلزم نقص ثوابست و ظلم در اصل لغة بمعنى نقصان است چنان كه در صف بستان ميفرمايد كه و لم تظلم منه شيئا و يا آنكه ضمير منهم راجع بعباد است نه به الذين اصطفينا چنان كه صاحب مجمع گفته كه مفسر آن را اختلافست در مرجع ضمير و نزد ابن عباس و حسن و قتاده راجع بعباد است و تقدير كلام اين است كه فمن عباده ظالم لنفسه و اين مختار علم الهدى سيد مرتضى است قدس سره و توجيه اين بر اين وجه كرده كه چون حقتعالى تورية كتاب را معلق ساخته به كسانى كه ايشان را اصطفا نموده از عباد خود در عقب آن بيان فرموده كه تعليق وراثت ببعضى عبادته همهء ايشان به جهت آن است كه در ميان ايشان بعضى هستند كه ظالم نفس خوداند باقتراف معصيت و بعضى ديگر مقتصدند كه هم معصيت ميكنند و هم طاعت و جمعى ديگر سابق بخيراتند كه اصلا معصيت از ايشان صادر نميشود پس به جهت اين وراثت معلق بسابق بخيرات شده نه بهمهء عباد پس بنا بر اين ظالم اعم از كافر و عاصى است از اهل اسلام و نزد اكثر مفسران ضمير راجع بالذين اصطفينا است و بنا بر اين اختلاف نمودهاند در احوال فرق ثلثه بعضى برانند كه همهء بندگان او كه اهل ايمانند ناجىاند و مؤيد اين است حديثى كه ابو دردا نقلكرده كه
سمعت رسول اللَّه ص يقول فى الاية اما السابق فيدخل الجنة به غير حساب و اما المقتصد فيحاسب حسابا يسيرا و اما الظالم فيحبس فى المقام ثم يدخل الجنة فهم الذين قالوا الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ
يعنى ابو دردا روايت كرده
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 411
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤١١