عقايد اصول احكام آنهاست * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خدا * ( بِعِبادِه ) * ببندگان خود * ( لَخَبِيرٌ ) * هر آينه داناست يعنى ضماير ايشان را ميداند * ( بَصِيرٌ ) * بينا است يعنى ظواهر ايشان را ميداند و احوال آنها كه تصديق به قرآن و تكذيب آن كنند بر او پوشيده نيست يا آنكه چون عالمست بجميع بندگان پس ترا اهل بيت آن ميداند كه وحى به تو نازل ميگرداند كه از جملهء آن اين كتاب معجز نظام است چه عيار ساير كتب است كه اگر در احوال تو چيزى ميبود كه نافى نبوت بودى وحى به تو ارسال نمىكرد و تقديم خبير به جهت دلالت است بر آنكه عمده در اين امور روحانيت است بعد از آن فرموده * ( ثُمَّ أَوْرَثْنَا ) * بعد از آنكه ما كتابهاى متقدمه بر امم سالفه فرستاديم بميراث داديم * ( الْكِتابَ ) * قرآن را و نزد ابى مسلم مراد بكتاب تورية است و نزد جبائى اسم جنس است و صحيح اولست زيرا كه ظاهر لفظ كتاب را اطلاق نميكنند مگر بر قرآن و منطوق كلام نيز مقتضى اينست يعنى قرآن را عطا فرموديم * ( الَّذِينَ اصْطَفَيْنا ) * آنان را كه برگزيديم * ( مِنْ عِبادِنا ) * از بندگان خود در تفسير كاشفى مذكور است كه عطا را ميراث گفته زيرا كه ميراث مالى باشد كه بىتعب و طلب بدست آيد همچنين عطيهء قرآن بى جست و جوى مؤمنان بلكه بمحض عنايت ملك منان بديشان رسيد يا هم چنان كه بيگانه را در ميراث دخل نيست دشمنان نيز از قرآن بىبهرهاند يا هم چنان كه سهام ورثه از ميراث متفاوت است مانند ثمن و سدس و ربع و ثلث و نصف و ثلثان و تمام اينجا نيز بطرزهاى اهل قرآن متفاوت است و هر كس به قدر استحقاق و اندازه و استعداد خود از حقايق قرآن بهره مند شود بدين مضمون ع زين بزم يكى جرعه طلب كرد و يكى جام و گويند معنى آنست كه از امم سالفه بازگرفتيم قرآن را و بشما عطا فرموديم كه اهل اصطفائيد و برگزيدگان بر ساير امم كمال وَكَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ اى امة خيارا و يا مراد علماى امتند و اظهر آنست كه معنى اين باشد كه بعد از آنكه ما وحى كرديم به تو قرآن را بميراث داديم يعنى حكم كرديم بتوريث آن به كسانى كه بعد از تو باشند از بندگان صالح كه برگزيدگان مااند و يا آنكه اورثنا بمعنى نورث باشد و تعبير آن بصيغهء ماضى بجهة تحقق وقوع آن يعنى البته بميراث خواهيم داد قرآن را ببندگان خود كه بعد از تو باشند و در ايثار اورثنا الكتاب ورثوا الكتاب چنان كه در حق موسى گفت به جهت تعظيم و تكريم امت مرحومه است * ( فَمِنْهُمْ ) * پس بعضى از اين بندگان برگزيده * ( ظالِمٌ لِنَفْسِه ) * ستمكارند بر نفس خود بتقصير در عمل كردن به قرآن * ( وَمِنْهُمْ ) * و برخى از ايشان * ( مُقْتَصِدٌ ) * ميانه روند كه عمل كنند به آن در اغلب اوقات * ( وَمِنْهُمْ ) * و جمعى ديگر از ايشان * ( سابِقٌ بِالْخَيْراتِ ) * پيشى گيرندهاند بنيكويىها كه پيوسته عمل به
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 408
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٠٨