تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
و قيلوله كرد و نماز ديگر را در بلخ بگذارد و از بلخ بتركستان آمد و از آنجا بچين رفت آن گه بساحل دريا كه مطلع آفتابست رسيده تا به زمين قندهار رسيد و از آنجا بكرمان آمده به زمين فارس توجه فرمود و نماز ديگر بكسكر آمده و نماز شام در مدينه تدمر كه شهر او بود فرود آمد و از ابن زيد نقل است كه سليمان مركبى ساخته بود از چوب و آن را هزار ركن بود و هر ركنى هزار خانه كه لشگر جن و انس در آنجا بودند در زير هر ركنى هزار شيطان بود كه مركب او را برگرفتندى و از زمين برداشتندى و آنكه باد نرم يك ماهه راه آن را ببردى تا بوقت قيلوله و بعد از آن فرود آوردى و قيلوله كردندى و نماز ديگر باز يك ماهه راه بردى و از حسن روايتست كه باد آن را صباح برداشتى و از شام تا باصطخر آوردى كه زمين اصفهانست و ميان اين دو ولايت يك ماهه است مر كسى را كه بسرعت رود و شب از اصطخر بكابل آوردى و مسافت بينهما نيز يك ماهه است و يكى ديگر از جمله نعمتى كه به او داديم اين بود * ( وَأَسَلْنا لَه ) * و جارى كرديم براى او * ( عَيْنَ الْقِطْرِ ) * چشمهء مس گداخته تا مانند آب از معدن بيرون آمدى و آن در موضعى بود در يمن قريب بصنعا گويند در ماهى سه شبانه روز سيلان كوى من گداخته هر چه خواستى ساختى و مراد به عين القطر معدن نحاس است كه چون مانند سيلاب از معدن خود بيرون جوشيدى از اين جهت بين القطر مسمى شد يا آنكه از قبيل تسميه شيئى است باسم ما يئول مانند انى ارانى اعصر خمرا و اول اصح است و گويند اصل هر مسى كه امروز در دست مردمان است از آنجاست كه در عهد سليمان بيرون آمد * ( وَمِنَ الْجِنِّ ) * عطفست بر الريح يعنى مسخر گردانيديم براى سليمان از جنيان و يا مبتداست و خبر آن قوله * ( مَنْ يَعْمَلُ ) * يعنى از ديوان كسانى بودند كه كار ميكردند * ( بَيْنَ يَدَيْه ) * نزد سليمان عليه السّلام * ( بِإِذْنِ رَبِّه ) * بفرمان پروردگار او يعنى در حضور او معاينهء آنچه ميخواست ميكردند از اعمال شاقه چون بنا و غير آن هم چنان كه آدميان از براى او كار ميكردند * ( وَمَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ ) * و هر كه نميگرويد از ديوان و سركشى ميكرد * ( عَنْ أَمْرِنا ) * از آنچه مامور بودند * ( نُذِقْه ) * مىچشانيديم او را * ( مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ ) * از عذاب آتش افروخته در عقبى از سدى مرويست كه در زمين ملكى مقرر شده بود كه تازيانه آتش در دست داشته موكل ديوان باشد بر وجهى كه ايشان او را نمى ديدند تا هر كه از فرمان سليمان عليه السّلام سر مىكشد آن تازيانه آتش بر وى زدى و او را بسوختى و اكثر مفسران برانند كه مراد عذاب آخرتست و آيه دليل است بر آنكه جن مكلفند و من تبعيضيه مفيد اينست كه بعضى از جنيان مسخر او نبودند و بعد از آن بيان اعمالى مىكند كه ديوان براى سليمان ميكردند