و بر اهل زمينها كه حيوانات انسىاند و بر اهل كوه ها كه حيوانات وحشىاند ايشان از آن ابا كردند از روى مخافت نه از راه مخالفت * ( وَحَمَلَهَا الإِنْسانُ ) * و برداشت آن را آدمى با وجود ضعف بنيه و ناتوانى و قبول اداى آن نمود * ( إِنَّه كانَ ) * بدرستى كه هست آدمى * ( ظَلُوماً ) * بسيار ستمكار بر نفس خود كه امانتى كه اجرام عظام از حمل آن پهلو تهى كردند او با عجز خود قبول كرد * ( جَهُولًا ) * بسيار نادان بكنه عاقبت آن يعنى بعقوبت خيانت آن منقولست كه مراد به اين امانت هابيل است و انسان قابيل و آدم عليه السّلام هابيل را بسيار دوست داشتى وقتى او را سفرى پيش آمد به آسمان گفت هابيل را بامانت قبول ميكنى گفت نه زمين را گفت كه وى را بامانت مىپذيرى گفت نه كوه ها را نيز اين معنى باز گفت قبول نكردند قابيل گفت او را به من سپار تا وى را صحيح و سالم بنزد تو رسانم آدم عليه السّلام او را بقابيل سپرده قابيل وى را بكشت و به جهت ظلم و جهالت بعقوبت اخروى گرفتار شد و در مجمع آورده كه علما را در عرض امانت بر اشياء مذكوره چهار وجه است يكى آنكه مراد اهل سماوات و ارضند و جبال چنان كه گذشت و بنا بر اين مراد به حمل امانت تضييع آن خواهد بود زيرا كه ملائكه حامل نفس امانت شدهاند و به آن قيام نموده اند
و از زجاج نيز منقولست كه ( كل من خان الامانة فقد حملها و من لم يحملها فقد اداها ) هر كه در امانت خيانت كند پس آن را بر داشت و هر كه حامل آن نشده پس اداى آن كرده به صاحب آن و همچنين هر كه اثم شده حامل اثم گشته كقوله وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَأَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ چه حقتعالى در اين امر اعلام نموده كه فاعل اثم حامل آنست و دربارهء كافر و منافق ميگويند كه ( حملا الامانة اى خانا و لم يطيعا ) و اين قول جبائيست دوم آنكه معنى ( عرضنا عارضنا و قابلنا ) است چه عرض شيئى بر شيئى و معارضهء آن به آن يكسانست در معنى و امانت آن چيزيست كه حقتعالى با عباد خود عهد فرموده از امر و نهى در باب آن كتب و رسل فرستاده و اخذ ميثاق بر آن گرفته پس معنى آنست كه اين امانت را در جلالت قدر و عظم شأن اگر قياس كنيد به آسمان زمين و كوه و معارضهء نمائيد به آنها هر آينه ارجح و اثقل باشد از آنها و معنى اباى آن از حمل آن ضعف آنها است از آن در وزن و معنى اشفاق آنها از آن ضعف آنهاست چه شفقت بمعنى ضعف قلبست و لهذا كنايتست از خوفى كه به آن قلب ضعيف مىشود و بعد از آن فرمود كه امانتى كه از صفت آن اينست كه اعظم از اين اشياى عظيمه است آدمى حمل آن كرد پس حفظ آن نكرده تضييع آن نمود و بجهة اين بر نفس خود ظلم نموده و از عاقبت تضييع آن جاهل شد كه آن عقوبت است و اين قول ابو مسلمست سيم آنكه ابن بر وجه تقدير و فرض است و معنى اينكه اگر سماوات و ارض و جبال عقل داشتندى و عرض امانت بر آنها كردندى كه آن وظايف دينست از اصول و فروع و از وعد و وعيد آن بعرض تخيير استثقال نمودندى آن را با وجود رفعت سماوات و بسط ارض و صلابت جبال و كبر اجسام و شدت قوة آنها و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 339
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٣٩