نهاده بود و به آب در آمده آن سنگ با جامه روان شده بميان قوم در آمد موسى عليه السّلام برهنه از پى سنگ ميدويد و بنى اسرائيل ديدند كه بر بدن او هيچ عيبى نيست و گويند كه اين وجه معتمد نيست زيرا كه جايز نيست كه حقتعالى عورت پيغمبر خود را منكشف سازد على روس الاشهاد تا او را از علتى كه تنفر آن كمتر از آنست مبرا سازد و از ابو مسلم روايتست كه ايذاى قوم موسى آن بود كه اسناد سحر و جنون و كذب به او ميكردند بعد از مشاهدهء آيات نيره و معجزات بينه * ( وَكانَ ) * و بود موسى * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزديك خدا * ( وَجِيهاً ) * با جاه و قرب و يا مستجاب الدعوه كه هيچ چيز از خدا در نميخواست مگر اجابت ميكرد و گويند نزول آيه در قصهء زيد و زينب است و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و مقالة مردمان در آن و بدانكه مراد بقوله مما قالوا مضمون آنست كه آن امر معيب است پس كسى را نرسد كه گويد مراد از مما قالوا من قولهم است يا من تقولهم زيرا كه ما يا مصدريه است و يا موصوله پس چگونه صحيح باشد برائة از آن و بعد از نهى مردمان از ايذا به سيد انبيا صلَّى اللَّه عليه و آله امر ميفرمايد ايشان را به آنچه لازم كمال ايمان است از صلاحيت و تقوى بقوله * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه ) * اى گروه گرويدگان بترسيد از خداى در ارتكاب آنچه موجب كراهت وى باشد از آن از معاصى خصوصا در ايذاى رسول او * ( وَقُولُوا ) * و بگوئيد * ( قَوْلًا سَدِيداً ) * سخنى استوار كه مستلزم حقست يعنى گفتار راست و درست دربارهء مؤمنان و اين ماخوذ است از سد يسد سدودا مراد به آن نهى است از ضد آن يعنى دروغ مگوييد و ناراستى مكنيد در سخن چون حديث افك در قصهء زينب و غير آن عكرمه گفته كه قول سديد كلمهء لا إله الا اللَّه است يا سخنى كه موجب رضاى الهى باشد و قول جامع در اين باب آنست كه قول سديد سخنيست كه صدق باشد نه كذب صواب بود نه خطا جد باشد نه هزل خالص بود نه آميخته پس به اين نوع سخن گوئيد * ( يُصْلِحْ ) * تا بصلاح آورد خداى تعالى * ( لَكُمْ ) * براى شما * ( أَعْمالَكُمْ ) * كردارهاى شما را يعنى توفيق دهد شما را در اعمال صالحه يا اصطلاح آن نمايد بقبول و اثابت * ( وَيَغْفِرْ لَكُمْ ) * و بيامرزد براى شما * ( ذُنُوبَكُمْ ) * گناهان شما را يعنى به جهت استقامت شما در قول و عمل ذنوب شما را مكفر و مغفور سازد * ( وَمَنْ يُطِعِ اللَّه ) * و هر كه فرمان برد خداى را * ( وَرَسُولَه ) * و پيغمبر او را در آنچه فرمايد * ( فَقَدْ فازَ ) * پس بدرستى كه فايز شود بخير و بر مراد خود فيروزى يابد * ( فَوْزاً عَظِيماً ) * فيروزى بزرگ يعنى در دنيا حميد و در عقبى سعيد باشد و گويند فوز عظيم رضوان حق است و انواع مكرمت او با بنده و در كشاف آورده كه سداد بمعنى قصد است به حق و قول بعدل كما يقال سدد دالسهم نحو
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٣٧