و لا تدخلوا و لا تمكنوا يعنى در ميائيد يا متمكن مشويد در بيوت وى در حالتى كه آرام گرفتگان باشيد * ( لِحَدِيثٍ ) * براى سخن يكديگر يا براى سخن اهل بيت بطريق تسمع به آن بعد از آن بيان علت عدم مكث طويل مىكند بقوله * ( إِنَّ ذلِكُمْ ) * بدرستى كه اين درنك شما بعد از طعام و استيناس بكلام * ( كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ ) * هست كه ميرنجاند پيغمبر را * ( فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ ) * پس شرم ميدارد از شما كه گويد بيرون رويد * ( وَاللَّه لا يَسْتَحْيِي ) * و خدا شرم نميدارد * ( مِنَ الْحَقِّ ) * از گفتن راست يعنى اخراج شما حقست پس سزاوار آنست كه به جهت حيا ترك كرده نشود هم چنان كه حقتعالى ترك ابانة حق نفرمود به جهت حيا و امر نمود باخراج شما پس سزاوار آنست كه بجهة حيا ترك كرده نشود هم چنان كه حقتعالى ترك ابانة حق نفرمود بجهة حيا و امر نمود باخراج شما پس براى تعظيم رسول خود نهى دخول شما نمود بخانهء او بدون اذن و منع شما نمود از آنكه موجب اذية و كراهت آن حضرت است بعضى از علما گفتهاند هذا ادب ادب اللَّه الثقلاء اين ادبيست كه حقتعالى به آن تاديب كسانى نموده كه در مجلس مثقل باشند و دير برخيزند و مجاهد روايت كرده از عايشه كه با رسول خدا ( ص ) طعام مىخوردم عمر پيدا شد رسول او را بطعام خوردن دعوت كرد وى بيامد و بطعام خوردن مشغول شد و در اثناى طعام خوردن انگشت او بانگشت من خورد و رسول را از اين كراهت آمد آيهء حجاب نازل شد و از مجاهد مرويست كه سبب نزول آيهء حجاب آن بود كه روزى جمعى نزد رسول آمدند در خانهء عايشه و آنجا مكث نمودند رسول بفرمود تا طعام بياوردند و در اثناى طعام خوردن عايشه نيز تردد ميكرد و طعام و اسباب آن حاضر ميساخت اتفاقا دست مردى بر دست عايشه رسيد رسول را از اين كراهت آمد و بعد از طعام بسيار توقف كردند بر وجهى كه موجب ملال حضرت شد حقتعالى آيهء مذكوره را نازل ساخت و فرمود كه بدون اذن رسول صلَّى اللَّه عليه و آله به خانه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله مرويد كه موجب اذية و كراهة رسول است * ( وَإِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ ) * و چون خواهيد از زنان پيغمبر * ( مَتاعاً ) * چيزى كه بدان تمتع و انتفاع گيريد از امتعهء خانه * ( فَسْئَلُوهُنَّ ) * پس بخوانيد ايشان را * ( مِنْ وَراءِ حِجابٍ ) * از پس پرده * ( ذلِكُمْ ) * اين سؤال از وراى حجاب * ( أَطْهَرُ ) * پاكيزه تر است و پاكتر * ( لِقُلُوبِكُمْ ) * مر دلهاى شما را * ( وَقُلُوبِهِنَّ ) * و دلهاى ايشان را از ريبت و تهمت و از خواطر شيطانية و هواجس نفسانية مقاتل گفته كه حقتعالى در اين آيه امر نمود بمؤمنان كه مطلقا بزنان پيغمبر سخن نكنند مگر از وراى حجاب از ابن عباس مرويست كه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣١٧