بمعنى خوف و امل هر دو آمده يعنى خائفست از عقوبات روز آخرت كه اكمل و اتم و ابقى است * ( وَذَكَرَ اللَّه كَثِيراً ) * و مر كسى را كه ياد كرد خدا را ياد كردنى بسيار يا در زمان بسيار بدل و زبان اين عطف است بر يرجوا اللَّه يعنى اسوة كه نيكو است مر كسى را كه اميدوار است بفضل الهى در آخرت و كثير الذكر است چه كثرت ذكر مؤديست بملازمت طاعت يعنى كثرت طاعت را مقارن ساخت به رجا چه مؤتسى برسول نيست مگر كسى كه متصف به رجا و كثرت ذكر باشد و ميتواند بود كه * ( لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّه ) * بدل لكم باشد كقوله لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ و اما اكثر برانند كه ضمير مخاطب مبدل منه واقع نميشود آورده اند كه سيد عالم ( ص ) اصحاب را از آمدن احزاب خبر داده بود و فرموده كه به اجتماع ايشان متزلزل و مضطرب شويد و كار بر شما سخت گردد و اما عاقبت مظفر و منصور شويد بر ايشان و ايشان خائف و ترسان شده منهزم شوند * ( وَلَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ ) * و آن هنگام كه بديدند مؤمنان در روز خندق * ( الأَحْزابَ ) * آن احزاب كه پيغمبر ( ص ) از آمدن ايشان خبر داده بود و مشاهده ايشان نمودند كه در برابر لشگر اسلام صف كشيدند * ( قالُوا ) * گفتند * ( هذا ما وَعَدَنَا اللَّه ) * اينست آنچه وعده داده بود ما را خداى در كريمهء أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ الى قوله إِنَّ نَصْرَ اللَّه قَرِيبٌ * ( وَرَسُولُه ) * و
آنچه وعده داده بود رسول او كه
( سيد الامر بالاجتماع الاحزاب عليكم و العاقبة لكم عليهم )
و نيز فرمود كه
( انهم سائرون اليكم بعد تسع او عشر )
* ( وَصَدَقَ اللَّه وَرَسُولُه ) * و راست گفت خدا و پيغمبر او يعنى ظاهر شد صدق خبر خدا و رسول او ( ص ) يا راست گفتاراند در نصرت و ثواب هم چنان كه راست گفتار بودند در آمدن بلاى عظيم و مىتواند بود كه اظهار اسم اللَّه براى تعظيم بوده باشد * ( وَما زادَهُمْ ) * و نيفزود ايشان را به آنچه ديدند از آمدن احزاب و خطب و بلا * ( إِلَّا إِيماناً ) * مگر ايمان به خدا و رسول و باور داشتن مواعيد او را و يقين و ثبات ايشان در آخرت * ( وَتَسْلِيماً ) * و گردن نهادن باوامر و مقادير او سبحانه و يا به احكام حضرت رسالت ( ص ) كه سعادت دارين در آن تسليم مندرجست بدين مضمون شعر هر چه دارد چون قلم سر بر خط فرمان او مينويسد بخت طغراى شرف بر نام او و بعد از آن تخصيص مىكند بعضى مؤمنانرا به خصالى كه در ايشان بوده و ميفرمايد كه * ( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ) * از گرويدگان مردانىاند كه راست گفتند * ( ما عاهَدُوا اللَّه ) * آن چيزى را كه عهد بستند با خداى * ( عَلَيْه ) * بر آن چيز كه آن ثبات است بر قتال و مقاتله براى رضاى خداى اين ماخوذ است از صدقنى او كذبنى زيد اذا قال لك
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٧٠