تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
بينى ايشان را كه از غايب جبانت و فرط خوف * ( يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ ) * مىنگرند بسوى تو * ( تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ ) * در حالتى كه مىگردد چشمهاى ايشان در حدقهء ايشان به چپ و راست * ( كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْه ) * مانند نگاه كردن يا گرديدن چشم كسى كه پوشيده باشد بر او يعنى غش كرده و بيهوش شده * ( مِنَ الْمَوْتِ ) * از سكرات مرگ اين تشبيه نظر ايشانست يا دوران آن به نظر مغشى عليه يا دوران غير او اى كنظر الغشى عليه او كدوران عينه و يا منصوب المحلست بر حاليت أي مشبهين به او مشتبهة بعينه * ( فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ ) * پس چون برد و ترس به جهت نصرت و فتح شما بر كفار و غنايم دار الحرب بدست آيد * ( سَلَقُوكُمْ ) * برنجانند و آزار رسانند شما را و سخنهاى سخت و درشت گويند * ( بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ ) * بزبانهاى تيز يعنى تيز زبانى كنند * ( أَشِحَّةً ) * در حالتى كه بخيلند * ( عَلَى الْخَيْرِ ) * بر غنيمت يعنى بوقت غنايم مجادله و مناقشه نمايند و گويند توفير قسمت ما كنيد چه ما معاون شما بوده‌ايم در قتال و شما به جهت ما بر دشمنان غالب شده‌ايد و بر ايشان نصرت يافته‌ايد سلو به معنى بسط يد و لسانست بقهر و تعدى و نصب اشحه بر حاليت است يا بر ذم و چون هر يك از اشحه عليكم و اشحه على الخير مقيدند از وجهى چه اول مقيد است باتيان و تعويق و ثانى مقيد بسلق پس تكرار نباشد جبائى گفته كه مراد شح ايشانست از كلام خير و سخن صواب * ( أُولئِكَ ) * آن گروه مذكور * ( لَمْ يُؤْمِنُوا ) * نگرويده‌اند به خدا و رسول بر وجه اخلاص * ( فَأَحْبَطَ اللَّه ) * پس باطل گردانيده است خداى تعالى * ( أَعْمالَهُمْ ) * كردارهاى ايشان را چه ثواب مترتب نميشود بر جهاد و غير آن از افعال كه براى قربت نباشد بلكه به قصد اخذ غنيمت و يا بريا و سمعه باشد يا ظاهر گردانيد خدا بطلان اعمال ايشان را و بيان فرمود كه عملهاى ايشان به قصد اخلاص و قربت نيست بلكه براى ريا و سمعه است و يا اخذ غنيمت و يا باطل ساخت تصنع و نفاق ايشان را و مكر و كيدى را كه دربارهء پيغمبر و اهل اسلام ميكردند * ( وَكانَ ذلِكَ ) * و هست آن احباط و ابطال * ( عَلَى اللَّه يَسِيراً ) * بر خداى تعالى آسان بجهة تعلق ارادهء او به آن و عدم آنچه مانع او شود از آن در آيه دلالتست بر آنكه ترتب ثواب بر اعمال فرع ايمانست و قربة و تنبيه بر آنكه افعال كثيره بدون معرفة و قربة مانند بنا است بر غير اساس و مانند هباء منثور نزد حقتعالى و نيز در وصف اهل نفاق و بيان جبانت ايشان ميفرمايد كه * ( يَحْسَبُونَ الأَحْزابَ ) * ميپندارند منافقان احزاب يعنى لشگرهاى كفار از قريش و غطفان و اسد و يهود و غير آن كه ايشان * ( لَمْ يَذْهَبُوا ) *