تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
حاصل كه ايشان اعتذار نمودند كه خانهاى ما در مظان آنست كه دشمنان و دزدان در آن درآيند بجهة آنكه غير محصن و محرز است و جدران آن و ابواب آن بر وجهى مستحكم و مرتفع نيست كه سد و منع دشمنان تواند كرد پس ما را اذن ده تا آن را محكم سازيم و باز معاودت نمائيم حقتعالى تكذيب ايشان نمود كه بيوت ايشان خللى و قصورى ندارد بلكه در نهايت استحكامست و غرض ايشان از اينقول فرار است نه استحكام ديار * ( وَلَوْ دُخِلَتْ ) * و اگر در آمده شود در مدينه يا بيوت اهل نفاق يعنى لشگر كفار در آن درآيند * ( عَلَيْهِمْ ) * بر منافقان يعنى در آنجا هجوم كنند بر ايشان * ( مِنْ أَقْطارِها ) * از جوانب آن يعنى بيكبار بمدينه درآيند و گرداگرد ايشان فرو گيرند حذف فاعل كه آن احزابست به جهت ايما است بر آنكه دخول اين جماعت متخرب بر ايشان كه از ايشان خائفند و دخول غير ايشان از عساكر بر ايشان مساويند در اقتضاى حكمى كه مرتب است بر دخول و هو قوله * ( ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ ) * پس برخواسته شود فتنه را يعنى ايشان را دعوة كنند بشرك و رده و مقاتلهء مسلمانان * ( لآتَوْها ) * هر آينه بدهند بايشان فتنه را يعنى اجابت كنند سخن ايشان را و مشرك گشته در مقاتلهء اهل اسلام در آيند و مقاتله آغاز كنند * ( وَما تَلَبَّثُوا بِها ) * و درنگ نكنند بفتنه يعنى باعطا و اجابت آن * ( إِلَّا يَسِيراً ) * مگر زمانى اندك بلكه زود مشرك گشته شوند و با اهل اسلام محاربه كنند و گويند معنى آنست كه لبث نكنند در مدينه بعد از ارتداد مگر اندك زمانى بلكه همه مستاصل گردند خلاصهء كلام آنست كه ايشان تعلل مينمايند و اعتذار مىآرند بخلل بيوت و تمحل ميجويند ببهانه آن تا بگريزند از نصرت رسول خدا و ساير مؤمنان و از مقاتلهء احزابى كه به جهت آنها دل ايشان از رعب و خوف مملو شده و اين جماعت احزاب اگر همهء ديار ايشان را فرو گيرند و كفر را بر ايشان عرض كنند و ايشان را بر مقاتلهء اهل اسلام ترغيب كنند مسارعت كنند به آن بدون تعلل و اعتذار و اين نيست مگر بجهة مقت و شدت بغض ايشان باسلام و اهل آن و حب ايشان بكفر و تمالق ايشان بر احزاب بعد از آن تذكير عهد ايشان مىكند با پيغمبر ( ص ) بثبات در مواطن قتال و ميفرمايد * ( وَلَقَدْ كانُوا ) * و بدرستى كه بودند بنو حارثه و بنو سالمه كه از روى انابة * ( عاهَدُوا اللَّه ) * عهد كردند با خداى * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اينروز يعنى در روز احد كه به جهت هول قتل قصد فرار كرده بودند و بعد از آن نادم گشته عهد كردند كه هرگز * ( لا يُوَلُّونَ الأَدْبارَ ) * پشتها برنگردانند در كار زارها بلكه در جميع مواضع قتال ثابت قدم باشند * ( وَكانَ عَهْدُ اللَّه ) * و هست عهدى كه با خدا كرده‌اند * ( مَسْؤُلًا ) * پرسيده شده يعنى از وفاى به آن سؤال خواهند