مانند ابن قشير و اتباع او * ( وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ) * و آنان كه در دلهاى ايشان بيماريست يعنى ضعف اعتقاد * ( ما وَعَدَنَا اللَّه ) * وعده نداد خداى ما را * ( وَرَسُولُه ) * و پيغمبر او در نصرت و اعلاى دين و يا در فتح شام و يمن و بلاد كسرى و قيصر * ( إِلَّا غُرُوراً ) * مگر وعدهء بفريب يعنى سخنى كه مرد مرا بازى ميدهد و در آن وقت كه اهل نفاق عدد لشگر كفار را بديدند ترسيدند و اهل ايمان را بر فرار ترغيب كردند كما اخبر اللَّه سبحانه عن ذلك بقوله * ( وَإِذْ قالَتْ ) * و ياد كن اين را نيز كه گفتند * ( طائِفَةٌ مِنْهُمْ ) * گروهى از منافقان چون اوس ابن قبطى و ابو عرابه يا بنو سالم يا اوس ابن قبطى و عبد اللَّه ابى سلول و اصحاب او گفتند * ( يا أَهْلَ يَثْرِبَ ) * اى اهل مدينه يثرب نام مدينهء طيبه است و گويند اسم زمينى است كه مدينه در ناحيهء آن واقع شده و در حديث آمده كه مدينه را يثرب مىگويند القصه اين منافقان مردمان مدينه را گفتند * ( لا مُقامَ لَكُمْ ) * موضع قيام و قرار شما نيست در لشگرگاه محمد ( ص ) و حفص بضم ميم ميخواند كه اسم مكانست يا مصدر اقام يعنى جاى آن نيست كه شما اقامت كنيد در آن * ( فَارْجِعُوا ) * پس باز گرديد بمنزلهايى كه در مدينه داريد و از لشگرگاه بگريزيد و يا اقامت شما بر دين اسلام وجهى ندارد پس رجعة كنيد بدين پدران و محمد ( ص ) را بدشمنان باز گذاريد كه ابو سفيان و اتباع اويند و اگر نه يثرب جاى شما نباشد و ابن عباس فرموده كه اينقول جهودانست كه منافقان را گفتند كه شما را چه ضرورت است كه در مدينه قيام كنيد براى محمد و خود را علف شمشير ابو سفيان و قريش كنيد باز گرديد و محمد ( ص ) را به اينها باز گذاريد و بعضى ديگر از ايشان به جهت شدت خوف رخصت رجوع ميطلبيدند كما قال اللَّه سبحانه * ( وَيَسْتَأْذِنُ ) * و دستورى ميطلبند * ( فَرِيقٌ مِنْهُمُ ) * گروهى از ايشان * ( النَّبِيَّ ) * از پيغمبر ( ص ) يعنى بنو حارثه و بنو سلمه از پيغمبر ( ص ) طلب اذن ميكنند كه رجوع كنند ببيوت خود از روى بهانه جويى * ( يَقُولُونَ ) * مىگويند * ( إِنَّ بُيُوتَنا ) * بدرستى كه خانهاى ما در مدينه * ( عَوْرَةٌ ) * خلل دارد و در و ديوار آن را استحكامى نيست ما را اجازت ده تا برويم و خلل آن را باصلاح آوريم و سد طرق نمائيم تا دشمن شبيخون نكنند * ( وَما هِيَ بِعَوْرَةٍ ) * و حال آنكه خانهاى ايشان خلل ندارد بلكه مستحكمست و حصين و رفيع الجدران * ( إِنْ يُرِيدُونَ ) * نميخواهند بدين استيذان * ( إِلَّا فِراراً ) * مگر گريختن از جنگ در كشاف مذكور است كه عورة در لغة بمعنى خلل است يق عور المكان عورا اذا بدء فيه خلل يخاف منه العدو و السارق و منه الاعور و العين
العوراء
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 264
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٦٤