جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه
اذا سئل الصادق عن صدقه على اى وجه قاله فيجازى بحسبه فكيف يكون حال الكاذب
هر گاه كه از راستگويان پرسند كه بر چه قصد و بر چه وجه راست گفتى تا بحسب آن ايشان را جزا دهد پس حال دروغگوى چگونه خواهد بود و غرض از سؤال رسل تبكيت كافران و ناگرويدگانست بايشان كقوله أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّه و قوله * ( وَأَعَدَّ لِلْكافِرِينَ ) * عطفست بر اخذنا و معنى اينكه حقتعالى بعث انبيا فرمود و اخذ ميثاق نمود از ايشان در باب تبليغ دعوت به جهت اثبات مؤمنان و آماده كرد براى ناگرويدگان رسول * ( عَذاباً أَلِيماً ) * عذابى دردناك و يا آنكه عطف است بر مدلول عليه ليسئل الصادقين فكانه قال فاثاب المؤمنين و اعد للكافرين بعد از آن تذكير مؤمنان مىكند نعمت فتح و ظفر را بر كافران بقوله * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد * ( اذْكُرُوا ) * ياد كنيد * ( نِعْمَةَ اللَّه عَلَيْكُمْ ) * نعمت خداى را كه انعام فرمود بشما * ( إِذْ جاءَتْكُمْ ) * در وقتى كه آمدند بشما در غزوهء خندق * ( جُنُودٌ ) * لشگرها يعنى احزاب از قريش و غطفان و كنانه و يهود و قريظه و نضير كه ده هزار كس بودند * ( فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ) * پس فرستاديم بر ايشان * ( رِيحاً ) * باد مراد صبا است كه خيمهاى ايشان را از جاى بر كند و همه را متعسر ساخت * ( وَجُنُوداً لَمْ تَرَوْها ) * و لشگرها كه نديد شما ايشان را يعنى ملائكه كه هزار نفر بودند * ( وَكانَ اللَّه ) * و هست خداى * ( بِما تَعْمَلُونَ ) * به آنچه ميكنيد از تدبير و صلاح در باب دين و عمل صالح * ( بَصِيراً ) * بينا و بر آن شما را مجازات خواهد داد
و در اين آيه و آنچه بعد از اينست بيان غزوهء احزابست و تفصيل اينقصه بروايت محمد ابن كعب قرظى و غيره از اصحاب سير و تواريخ بر اينوجه بوده كه بعد از اجلاى بنى النضير رؤساى يهود چون سلام ابن ابى الحقيق وحى ابن اخطب و كنانت ابن الربيع با جمعى از بنى النصير و بنى وايل به مكه آمدند و ابو سفيان را كه از سادات قريش بود با اتباع او بر مقاتلهء پيغمبر ( ص ) تحريص كردند كه بيائيد كه همه متفق الكلمه و مجتمع شده محمد ( ص ) و قوم او را مستاصل گردانيم قريش گفتند يا معشر اليهود شما اهل كتابيد و تحقيق امور كردهايد بگوئيد كه دين ما بهتر است يا دين محمد ( ص ) گفتند دين شما بهتر است ايشان از اين معنى خوشحال شده با يهود در باب مقاتله با حضرت رسالت ( ص ) هم عهد شدند و حقتعالى در اينباب فرمود كه أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا الى قوله وَكَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً پس از مكه بيرون آمده بقبيلهء غطفان رفتند و ايشان را بر حرب رسول
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٥٥