دعوت نمودند و ايشان اجابت دعوت نموده با اهل قريش متفق شدند و بر همين منوال هر يك از قبايل عرب را بر مقاتله خوانده اجابت كردند و قايد اهل قريش ابو سفيان بود و قايد غطفان عيينة ابن حصين بود و قايد بنى كنانه مره حارث ابن عوف و مسعر ابن جبله قايد اشجع و طليحه قايد بنى اسد و ابو اعور قايد بنى اسلم و عامر ابن طفيل قايد هوازن و همه متفق الكلمه و هم عهد شده بمدينه توجه نمودند و چون اينخبر برسول ( ص ) رسيد كه ده هزار كس از قريش و يهود بر عزم حرب او بمدينه مىآيند آن حضرت با سه هزار كس از مدينه بيرون آمده در پيش جبل سلع فرود آمده و كوه سلع در پس پشت ايشان بود و قريش و احزاب الجمع الاسيال بكنار وادى فرود آمدند و بنى غطفان كه هزار كس بودند در جانب احد منزل ساختند و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله زنان و كودكان خور را از مدينه بيرون آورده و بحصارى فرستاده كه در آن حدود بود و حى ابن اخطب در ما بين حصن كعب ابن اسيد قرظى فرود آمد و ميان كعب و رسول صلَّى اللَّه عليه و آله عهدى بود حى گفت اى كعب در بگشا تا بحصن تو آئيم و حامى تو باشيم و تو را از فتنه محافظت نمائيم كعب گفت تو مردى با شامتى و ميان من و محمد ( ص ) عهديست و من آن عهد را نمىشكنم حى در اين باب بسيار مبالغه كرد فائده نداد و آخر گفت تو در حصن را به جهت بخل و خست بر ما نمىگشايى تا ما را طعامى و شرابى نبايد داد و كعب از حميت برآشفت و در بگشاد چون باندرون حصن درآمد گفت عجب از تست كه پنداشتهء كه محمد صلَّى اللَّه عليه و آله با ما مقاومت تواند كرد و حال آنكه جميع اهل مكه با غطفان و بنى كنانه و بنى مره و بنى فزاده و غيرهم كه از اهل كتابيم همه متفق شدهايم بر قتال او و با هم عهد كردهايم بر استيصال او تو چگونه با ما در اين باب متفق نميشوى از اين نوع سخنان ميگفت تا دل كعب را از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله برگردانيد و او عهد رسول بشكست و با او عهد بست كه اگر نصرت محمد صلَّى اللَّه عليه و آله را باشد ما با تو در قلعه متحصن شويم تا آنچه به تو رسد بما نيز رسد و چون رسول صلَّى اللَّه عليه و آله اينخبر بشنيد سعد ابن معاذ بن نعمان ابن امرء القيس كه سيد اوس بود و سعد ابن عباده كه سيد خزرج بود و عبد اللَّه ابن رواحه را فرستاد تا تحقيق اين صورت نمايند و باز آيند و اگر كعب عهد شكسته باشد آشكارا نگردانند تا مؤمنان شكسته خواطر نشوند و اگر بر خلاف آن باشد افشاى آن نمايند چون آن شخص از نقض عهد يهود و كثرت عدد آن لشكر رسول صلَّى اللَّه عليه و آله را خبر داد آن حضرت تكبير كرد صحابه پنداشتند كه نقض عهد نشده پس خوشحال گشتند چون خبر نقض عهد يهود و قوت مشركان متواتر شده مسلمانان بسيار
خائف گشتند و رسول صلَّى اللَّه عليه و آله در تسليهء ايشان كوشيده وعدهء ظفر و نصرت بايشان ميداد و به صحت رسيده كه بعد از رسيدن خبر عزم مشركان و اتفاق همهء ايشان بر حرب مسلمانان سلمان فارسى ره از وضع خنادق كه در بلاد عجم مىباشد شمهء بموقف عرض رسانيد و گفت يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٥٦