تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
در گذرد چه ايمان هادم جرايم زمان كفر است مراد حقوق اللَّه است نه حقوق الناس چه اسلام رفع حقوق مردمان نميكند باجماع * ( وَإِنَّ رَبَّكَ ) * و بدرستى كه آفريدگار تو * ( لَشَدِيدُ الْعِقابِ ) * سخت عقوبت است بر كافران اگر مصر باشند بر كفر و تكذيب و گفته‌اند ذو مغفرتست بر مؤمن بتوبه و استغفار و سخت عقوبت است بر كافران بانكار و استكبار محققان بر آنند كه تمهيد قواعد خوف و رجاء در اين آيه است چه آن حضرت ذكر مغفرت فرموده تا از رحمت او نااميد نشوند و بيان عقوبت نموده تا از هيبت او ايمان نباشند و از سعيد بن مسيب روايتست كه چون اين آيه نازل شد حضرت رسالت فرمود كه اگر عفو خداى نبودى عيش هيچ احدى گوارنده نشدى و اگر وعيد حق نبودى همه كس تكيه بر عفو كرده از عمل باز ماندى و بعد از آن فرمود كه اگر بندگان قدر رحمت الهى و عفو و تجاوز او را دانستندى چشمهاى ايشان بدان روشن شدى و اگر قدر عذاب و عقوبت و نكال او سبحانه شناختندى هرگز چشم ايشان از گريه باز نه ايستادى و چشم ايشان هيچ روشن نگشتى علم الهدى رحمه اللَّه فرموده كه آيه دالست بر جواز مغفرت عصات اهل قبله و چون مغفرت در اين آيه متعلق بمشيت نيست و مقيد به آن نه بلكه على الاطلاق واقع شده پس اميدوارى تمام بمغفرت او سبحانه ميتوان داشت * ( وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * و ميگويند آنان كه كافر شدند * ( لَوْ لا أُنْزِلَ ) * چرا فرو فرستاده نميشود * ( عَلَيْه ) * بر محمد * ( آيَةٌ مِنْ رَبِّه ) * نشانه از پروردگار او يعنى معجزه كه ما مىطلبيم چون عصاى موسى و احياء عيسى * ( إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ ) * جز اين نيست كه تو بيم كننده يعنى فرستاده شده براى بيم كردن و بر تو همين بلاغست و بس يا اظهار معجزه داله بر وفق آن و ترا در اظهار آيات مقترحه بدون اراده ما چه اختيار * ( وَلِكُلِّ قَوْمٍ ) * و مر هر گروهى را * ( هادٍ ) * راه نماينده ايست يعنى پيغمبرى كه مخصوص باشد بمعجزى در صورت آنچه غالب بود بر قوم او چون سحر در زمان موسى و طب در وقت عيسى پس معجزه موسى و عيسى كه شما ميطلبيد اختصاص به زمان ايشان داشته و چون فصاحت بر شما غالب است قوىترين معجزه من قرآنست فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه بدان كه فخر الدين رازى كه يكى از اعاظم اهل سنت است در تفسير كبير خود آورده است كه چون اين آيه نزول يافت پيغمبر ص دست مبارك بر سينه شريف خود نهاد و فرمود منم نبى منذر و بعد از آن دست مبارك بر دوش على نهاد و به او خطاب كرد و فرمود كه يا على بك يهتدى المهتدى بعدى بعد از من مردمان به تو مهتدى شوند نه به غير تو حافظ ابو نعيم اصفهانى كه از مشاهير اهل سنت است نيز در تفسير خود آورده و نقل از عطاى بن سايب كه عطا روايت كرده از سعيد بن جبير و سعيد از ابن عباس كه چون اين آيه نزول يافت سرور انبياء فرمود كه انا المنذر و على الهادى منم منذر خلقان و على بن ابى طالب هادى و رهنماى