* ( خَلْقٍ جَدِيدٍ ) * آيا باشيم مادر آفرينش تو يعنى باز ما را زنده گردانند * ( أُولئِكَ ) * آن گروه كه با وجود آنكه خدا را خالق آسمان و زمين ميدانند و به جهت عناد هيچ فكر نميكنند كه هر كه بر ابداء قادر باشد بر اعاده قادر تواند بود * ( الَّذِينَ ) * آناناند كه * ( كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ ) * نگرويدند بپروردگار خود به جهت ناگرويدن ايشان بقدرت او بر حشر و نشر * ( وَأُولئِكَ الأَغْلالُ ) * و آن گروه غلها * ( فِي أَعْناقِهِمْ ) * در گردنهاى ايشان است يعنى مقيدند باغلال ضلال و به جهت فرط عناد از آن خلاصى ندارند و يا روز قيامت غل آتشين بر گردن ايشان نهند و اين از علامات كفار باشد در دوزخ * ( وَأُولئِكَ ) * و آن گروه * ( أَصْحابُ النَّارِ ) * ملازمان آتش دوزخاند * ( هُمْ فِيها ) * ايشان در آن * ( خالِدُونَ ) * جاويدانند بدانكه ميان علما اختلافست در ما يعاد به ابو القاسم بلخى بر آنست كه حقتعالى جميع اجزاء شخص را اعاده كند و ابو هاشم گفته كه اجزايى كه به آن زنده از غير خود متميز مىشود اعاده كرده شود بعد از آن از اين قول برگشته و قايل باعاده حيات شد با بينه و نزد قاضى ابو الحسن اعاده در بينه است و ما عداى آن تبدل در آن جايز است و اين اصح اقوال است در خبر است كه نضر بن حارث و اشباه آن استعجال عذاب ميكردند بر سبيل استهزاء و انكار حق تعالى فرمود * ( وَيَسْتَعْجِلُونَكَ ) * و طلب تعجيل ميكنند از تو * ( بِالسَّيِّئَةِ ) * بعقوبتى كه خداى براى ايشان مقرر كرده * ( قَبْلَ الْحَسَنَةِ ) * پيش از عافيت و چون حق تعالى عذاب استيصال را از اين امت صرف كرده و تعذيب مكذبان آن حضرت را تاخير فرموده و با قيامت افكنده پس آن تاخير حسنه است و آن استيصال سيئه و كافران استعجال عذاب استيصال ميكردند قبل از احسان الهى بر ايشان بتاخير آن و بر وجه انكار و استهزاء در آن استعجال ميكردند * ( وَقَدْ خَلَتْ ) * و حال آنكه گذشته است * ( مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ ) * پيش از ايشان عقوبتهاى امثال ايشان از مكذبان چون خسف و مسخ و رجفه پس ايشان چرا بدان اعتبار نميگيرند و تجويز مثل آن نميكنند بر خود مثلات جمع مثلست بفتح تا و ضم آن چون صدقه و صدقه و تسميه عقوبت به آن به جهت آنست كه آن مثل معاقب عليه است و منه المثال للقصاص كما يقال ( امثلت الرجل من صاحبه اذا اقتصصته ) * ( وَإِنَّ رَبَّكَ ) * و بدرستى كه پروردگار تو * ( لَذُو مَغْفِرَةٍ ) * هر آينه خداوند آمرزش است * ( لِلنَّاسِ ) * براى مردمان يعنى كافران چون ايمان آرند و تصديق كنند خداى بيامرزد ايشان را و ببخشايد * ( عَلى ظُلْمِهِمْ ) * بر ستم ايشان يعنى كفر ايشان بيامرزد و از سر معاصى ايشان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٩١