از آن زياد و كم نميشود كقوله إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناه بِقَدَرٍ چه حقتعالى مخصوص ساخته است هر حادثى را بوقتى و حالى معين و مهيا ساخته براى آن اسباب كه مقتضى آنست * ( عالِمُ الْغَيْبِ ) * او است داننده پوشيده ها از حس * ( وَالشَّهادَةِ ) * و آشكارا يعنى ظاهر بر حواس * ( الْكَبِيرُ ) * بزرگوار و عظيم الشان * ( الْمُتَعالِ ) * مستغنى بر همه بقدرت كامله يا بلند مرتبه از نعت مخلوقات و متعالى از آن
* ( سَواءٌ مِنْكُمْ ) * يكسانست از شما در پيش علم او * ( مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ ) * هر كه بپوشد سخنى را در نفس خود * ( وَمَنْ جَهَرَ بِه ) * و هر كه آشكارا كند آن را با ديگرى * ( وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ ) * و هر كه او طلب كننده خفا است و پوشيده عمل خود * ( بِاللَّيْلِ ) * در شب * ( وَسارِبٌ ) * و هر كه ظاهر و آشكارا كننده قول و فعل خود است * ( بِالنَّهارِ ) * در روز يعنى هيچ چيز از قول و فعل سر او علانية بر او پوشيده نيست سارب عطفست بر من و يا بر مستخف و آن هنگام ترك من با آنكه مفيد معنى استوا است باعتبار آنست كه در معنى اثنين است كانه قال سواء منكم اثنان مستخف بالليل و سارب بالنهار كقوله تكن مثل من ناديت يصطحبان آيه مقر و كمال علم اوست و شمول آن بر جميع امور * ( لَه ) * مر آن كسى را كه مىپوشد يا آشكارا مىكند قول و فعل خود را و يا خدا را * ( مُعَقِّباتٌ ) * فرشتگانند كه در پى در آيند آن كس را در حفظ او و افعال و اقوال او و آن جمع معقبه است ماخوذ از عقب مبالغه عقبه اذا جاء على عقبه * ( مِنْ بَيْنِ يَدَيْه ) * از پيش روى او * ( وَمِنْ خَلْفِه ) * و از پس او * ( يَحْفَظُونَه ) * نگاه ميدارند او را * ( مِنْ أَمْرِ اللَّه ) * بفرمان خدا و بتدبير او و آنچه از او صادر شود مينويسند و ايشان را بر ره و كرام الكاتبين گويند و در تبيان آورده كه ايشان ده ملكند بروز و ده ملكند بشب و اصح و اشهر آنست كه دو ملكاند بروز و دو بشب و گفتهاند حقتعالى فرشتگانى آفريده تا بندگان او را نگاه ميدارند از مضار و مكاره و در زاد المسير از كعب الاحبار نقل مىكند كه اگر خداى تعالى ملائكه را موكل آدميان نكردى جنيان ايشان را بربودندى از روى زمين و در خبر است كه خداى تعالى را فرشتگانىاند موكل بحفظ ما تا شياطين را از ما ميرانند چنان كه كسى مگس را از انگبين ميراند و در آثار آمده كه يكى از بزرگان صحابه از رسول ص پرسيد كه بر ما چند فرشته موكل است فرمود دو فرشته يكى بر راست و ديگرى بر چپ آنكه بر راستست امير است بر آنكه بر چپ است چون بنده حسنه كند فرشته دست راست يكى را ده نويسد و اگر سيئه كند فرشته دست چپ گويد كه بنويسم گويد نه توقف كن تا باشد كه پشيمان شود يا استغفار كند و توبه نمايد اگر استغفار كند و توبه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٩٤