كلام حقتعالى است پس بالكليه توجه نمود كه بعد از اين به جهت خطاب مخاطب شود ندا آمد كه انى انا ربك بتحقيق و يقين كه من پروردگار توام * ( فَاخْلَعْ ) * پس دور كن و بيفكن از پاى خود * ( نَعْلَيْكَ ) * نعلين خود را از كعب و عكرمه مرويست كه آن نعلين از جلد حمار ميت بود از اين جهت بخلع آن مامور شد و اين قوليست بعيد و از سيرت پيغمبران بغايت دور و صحيح آنست كه آن از جلد بقر مذبوح بود و ظاهر و اينكه حق سبحانه بخلع آن امر فرمود به جهت آن بود تا قدم موسى ( ع ) ارض مقدسه را مس كند و بركت آن بپاى وى رسد و اين قول حسن و مجاهد و سعيد بن جبير و ابن جريحست و محققان گفتهاند كه اين تعليم طريق تواضع و ادبست كه بر بساط ملوك با نعلين نتوان رفت و لهذا طايفهء از سلف چون بشر حافى قدس سره و غير پاى برهنه سير ميفرمودند و نيز به جهت اينست كه سنت است كه پاى برهنه طوف كعبه كنند و همچنين چون ببقاع شريفه نزديك شوند مانند ضرايح مقدسهء ائمه هدى ( ص ) پاى را برهنه كنند و از ابى مسلم مرويست كه موسى ( ع ) نعلين را پوشيده بود تا از لوث انجاس و خوف اذيت حشرات ايمن باشد و حقتعالى بخلع آن امر فرمود و او را از آنچه ميترسيد ايمن گردانيد و به طهارت آن موضع او را اعلام نمود و فرمود كه * ( إِنَّكَ ) * بدرستى كه تو * ( بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ) * بوادى پاكيزهء كه طوى نام او است يعنى قدم در وادى پاك و پاكيزهء نهادهء و بروايت ابن عباس مقدس بمعنى مباركست يعنى بركت كرده شدهء در وسعت رزق و خصب مرويست كه چون موسى اين خطاب شنيد نعلين از پاى خود بيرون كرده آن را در پس وادى به چند گز دور انداخت اهل اشارت گفتهاند كه مراد آنست كه فكر دنيا و آخرت را از دل خود بيرون كن يعنى در عالم تجريد و تفريد قدم به دو كون نه و گويند كه معنى آنست كه دل خود را از فكر اهل و ولد فارغ كن و بدانكه طوى عطف بيان واديست و تنوين او كه دال بر انصرافست هم چنان كه قرائت عاصمست به جهت تاويل آن است به مكان و كسانى كه آن را غير متصرف ميدانند آن را مؤول ميكنند ببقعه و گويند طوى چون ثنى است مشتق از طى يعنى دو بار ندا كرده شده يا پاكيزه كرده شده مرت بعد اخرى پس تقدير اينست كه ( نودى ندائين او قدس مرتين ) و قول اول كه علم آن واديست از ابن عباس و مجاهد و جبائى منقولست و ثانى از حسن و ذكر اين آيه كه منطويست بر احترام آن بقعه براى تعليل امر مذكور است و چون موسى ( ع ) خلع نعلين نمود و هر دو قدم خود را براى آن وادى مستقر ساخت باز به او ندا آمد كه * ( وَأَنَا اخْتَرْتُكَ ) * و من بر گزيدم تو را اى موسى براى نبوت * ( فَاسْتَمِعْ ) * پس گوش فرا دار * ( لِما يُوحى ) * مر آن چيزى را كه وحى كرده
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٥٥