تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
كه من از رسول خدا ( ص ) پرسيدم كه يا رسول اللَّه وفد خدا چگونه باشد و بچه كيفيت ببهشت روند فرمود كه يا على چون مؤمنان از نزد خدا باز گردند يعنى از موقف حساب او سبحانه فرشتگان باستقبال ايشان بيايند با اشترانى كه پالانهاى ايشان از زر باشد و مهارها از زبرجد بر هر يكى حله ها افكنده كه قيمت هر يك از آن از قيمت همهء دنيا بيشتر باشد و هر مؤمنى حلهء از آن بپوشد و بر مركبى نشيند و مركبان رو ببهشت آرند چون بدر بهشت رسند رضوان با تابعان خود روى باستقبال ايشان آورند و گويند سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ و ابن عباس فرموده كه ( يؤتون بنوق لم ير مثلها و عليها رحال الذهب و ازمتها الزبرجد فيركبون عليها حتى يضربوا باب الجنة ) ناقه ها بيارند كه هيچ كس مثل آنها نديده باشد و پالانهاى آن از طلا و مهارهاى آن از زبرجد باشد و مؤمنان را بر آن سوار كنند تا بدر بهشت رسند و درهاى بهشت را بزنند و خدمهء بهشت در گشوده ايشان را بتكريم و اجلال تمام ببهشت در آرند و بر مواضع خودشان نشانند امام قريشى آورده كه بعضى بر نجايب طاعات و عبادات سوار باشند و برخى بر مراكب هم عليا كه مقاصد ايشان قرب جوار حقتعالى باشد جماعت اولى بهشت جويانند ايشان را به روضهء جنان برند و طايفه ثانيه خدا طلبانند ايشان را بقرب الرحمن خوانند چه فرق بسيار است ميان طالب جنان و طالب رحمن و در كشف الاسرار مذكور است كه ممشاد دينورى قدس سره در نزع بود و درويشى در پيش وى ايستاده بود و دعا ميكرد كه خدايا بر او رحمت نماى و بهشت او را كرامت فرماى ممشاد بانك بر وى زد كه اى غافل سى سالست كه بهشت را با شرف و غرف و حور و قصور بر من جلوه ميكنند و من گوشهء چشم همت بر او نيفكنده‌ام اكنون كه بدرگاه قرب ميروم از براى من بهشت ميطلبى و ببايد دانست كه اختيار ذكر رحمن در اينسوره در مواضع مذكوره بجهة آنست كه سوق كلام در آن از براى تعداد نعم احسان او سبحانه و شرح حال شاكران آن نعم و بيان مآل ناسپاسان آن و بعد از ذكر احوال اهل ايمان در آن جهان تبيين كيفيت حالات كافران و طاغيان ميفرمايد بقوله * ( وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ ) * و برانيم كافران را * ( إِلى جَهَنَّمَ ) * بسوى دوزخ چنانچه بهايم را رانند * ( وِرْداً ) * در حالتى كه تشنگان باشند مانند شتران تشنه كه به آب وارد شوند و حقيقة ورد مسير جماعت است باب و تسميهء عطاش به آن به جهت آنست كه هيچكس به آب وارد نميشود مگر به جهت عطش يا آنكه هم چنان كه دواب كه به آب وارد ميشوند ايشان بدوزخ وارد شوند از ابن عباس و حسن و قتاده روايت است كه ايشان را پياده و تشنه به دوزخ برانند و ابى مسلم گفته كه ورد