* ( أَتَّبِعُكَ ) * آيا پيروى كنيم ترا * ( عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ ) * بر شرط آنكه بياموزانى مرا * ( مِمَّا عُلِّمْتَ ) * از آنچه به تو آموختهاند * ( رُشْداً ) * علمى كه مبتنى بر رشد باشد يعنى اصابه خير و در جواب كسى كه گويد كه پيغمبر چگونه از كسى چيزى آموزد گفتهاند كه رسول ميبايد كه اعلم باشد از مرسل اليهم در آنچه بديشان آورده است از اصول و فروع و هر چه از اين قبيل نباشد تعلم آن منافى نبوت نيست و نكته ( انتم اعلم بامور دنياكم ) مؤيد اين قولست * ( قالَ ) * گفت خضر در جواب موسى كه * ( إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ ) * بدرستى كه تو هرگز نميتوانى * ( مَعِيَ صَبْراً ) * با من صبر و شكيبايى كردن موسى گفت چرا صبر نتوانم كرد گفت به جهت آنكه تو پيغمبرى و حكم تو بر ظاهر است شايد كه از من عملى صادر شود كه در ظاهر منكر و ناشايست نمايد و تو وجه حكمت آن را ندانى و بدان صبر كردن نتوانى * ( وَكَيْفَ تَصْبِرُ ) * و چگونه صبر كنى * ( عَلى ما لَمْ تُحِطْ ) * بر آن چيزى كه احاطه نكرده باشى * ( بِه ) * به آن چيز * ( خُبْراً ) * از روى دانش يعنى علم تو به آن نرسيده باشد * ( قالَ سَتَجِدُنِي ) * گفت موسى ع زود باشد كه بيابى مرا * ( إِنْ شاءَ اللَّه ) * اگر خواهد خدا * ( صابِراً ) * صبر كننده بر آنچه از تو مشاهده كنم * ( وَلا أَعْصِي ) * و نافرمانى نكنم * ( لَكَ أَمْراً ) * مر تو را در هيچ كارى تعليق قصد امر بمشيت بجهة علم او بود بصعوبت امر چه صبر بر مشاهده خلاف معتاد صعب است
* ( قالَ ) * گفت خضر كه اى موسى * ( فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي ) * پس اگر پيروى ميكنى مرا * ( فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ ) * پس مپرس مرا از چيزى كه منكر باشد و وجه صحت آن ندانى يعنى افتتاح بسئوال مكن * ( حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ ) * تا من احداث كنم و ابتدا نمايم براى تو * ( مِنْه ) * از آن چيز * ( ذِكْراً ) * بيانى كه تو دريابى يعنى بايد كه حدوث بيان كشف حكمت از من باشد بدون سبقت سؤال تو موسى قبول فرمود با هم روى به راه نهادند و يوشع بر عقب ايشان ميرفت و نظاره ميكرد * ( فَانْطَلَقا ) * پس روان شدند بساحل دريا رسيدند بكشتى و از اهل آن استدعاى ركوب در انگشتى كردند ملاحان اول راضى نشدند و در آخر خضر را شناخته بتعظيم تمام ايشان را بكشتى در آوردند * ( حَتَّى إِذا رَكِبا ) * تا چون نشستند * ( فِي السَّفِينَةِ ) * در آن كشتى و بميان دريا رسيدند خضر تيرى برداشت و پنهان از قوم * ( خَرَقَها ) * سوراخ كرد كشتى را بر اين وجه كه لوحى از الواح آن بركند آوردهاند كه خضر چند جاى كشتى را سوراخ كرده و موسى آن را بخرقه و قير اصلاح كرد و روى بخضر كرده * ( قالَ ) * گفت * ( أَ خَرَقْتَها ) * آيا سوراخ كردى كشتى را * ( لِتُغْرِقَ أَهْلَها ) * تا
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٥٧