تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
* ( الإِنْسانُ ) * و هست آدمى * ( قَتُوراً ) * چه بخيل بناى امر او بر حاجت و ضنه است به آنچه محتاج است به آن و بر ملاحظه عوض در آنچه بذل مىكند بعد از آن ذكر موسى مىكند كه با وجود آيات ظاهره كه داشت به او نميگرويدند و ميفرمايد كه * ( وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسى ) * و بدرستى كه ما داديم موسى را * ( تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ ) * نه آية روشن يعنى معجزهاى آشكارا كه آن عصا بود و يد بيضاء و سنون و طوفان و جراد و قتل و ضفادع و دم و نقصان ثمرات و نزد بعضى نه آيه طوفان بوده و سنون و انفلاق بحر و انفجار آب از حجر و رفع طور بر سر بنى اسرائيل و طمس اموال قبطيان و ازاله عقده از زبان او و فرو بردن عصا حبال و عصى سحره را و بروايت ابن عباس و ضحاك آيات تسع عصا بود و ازاله عقده از زبان او و يد بيضاء و انفلاق بحر و طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و بروايت محمد بن كعب طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و بحر و عصا و طمسه و حجر و بعضى بدل بحر و طمسه و حجر يد و سنين و نقص ثمرات گفته‌اند و نزد حسن نقض ثمرات همان سنين است و بدل آن تلقف عصا ذكر كرده و گويند مراد بآيات تسع آيات احكام است عبد اللَّه بن سلمه از صفوان بن غسان روايت كرده كه يهودى بمصاحب خود گفت كه بيا تا نزد محمد ( ص ) رويم او را از اين آيات سؤال كنيم چون از آن حضرت سؤال كردند فرمود كه نه آيت اينست كه شرك مياريد و خون بناحق مريزيد و از زنا و سرقه و اكل ربا و سعايت و سحر و قذف محصنات دور باشيد و از جهاد نگريزيد اين نه احكام در جميع ملل ثابت بوده و لهذا در آخر فرمودند كه و عليكم خاصة اليهود ان لا تعدوا فى السبت يعنى و خصوصا شما كه يهوديد در شنبه عدوان نكنيد و از حكم آن در نگذريد آن دو يهود چون اينكلام را از سيد انام عليه الصلاة و السلام شنيدند برخواستند و دست و پاى مبارك حضرت را بوسيدند گفتند كه گواهى ميدهيم كه تو پيغمبر خدايى و بنا بر اين تسميه احكام مذكوره بآيات باعتبار دلالت كردن آنها است از حال كسانى كه به آن عمل كنند در آخرت از شقاوت و سعادت و قوله عليكم خاصة اليهود الخ كلام مستأنف است زايد بر جواب و لهذا در آن تغيير سياق كلام فرموده * ( فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * پس بپرس اى محمد ( ص ) از بنى اسرائيل يعنى از علماى ايشان همين آيات را سؤال كن تا صدق قول تو بر مشركان ظاهر گردد و يا از ايشان سؤال كن از آنچه جارى شد ميان موسى و فرعون در حينى كه به او مبعوث شد و يا آيات مذكوره را از ايشان بپرس و استيصال قبطيان را از ايشان معلوم كن تا بدانى كه اگر آنچه مشركان مكه از تو اقتراح ميكنند حقتعالى بايشان دهد و ايشان تكذيب آن نمايند و مكابره ورزند حال ايشان مثل حال قبطيان شود و يا به جهت آنكه يقين تو زياده شود از ايشان سؤال كن زيرا كه تظاهر ادله موجب قوة يقين و طمانينه قلبست قوله * ( إِذْ جاءَهُمْ ) * منصوبست به آتينا يعنى داديم موسى را آيات مذكوره