تهديد ميفرمايد * ( قُلْ ) * بگو اى محمد بكفار مكه * ( آمِنُوا بِه ) * ايمان آريد به قرآن * ( أَوْ لا تُؤْمِنُوا ) * آيا ايمان ميبريد يعنى ايمان شما بد و موجب مزيت كمال آن نميشود و از عدم ايمان شما هيچ نقص به دو راه نمييابد چه مؤمنان حقيقى به آن عمل ميكنند و به او انقياد مينمايند كمال قال * ( إِنَّ الَّذِينَ ) * بدرستى كه آنان كه * ( أُوتُوا الْعِلْمَ ) * داده شدهاند علم * ( مِنْ قَبْلِه ) * پيش از نزول قران يعنى آنها كه كتب آسمانى خواندند و حقيقت وحى را شناخته و امارات نبوت معلوم كرده امتياز ميان محق و مبطل نموده و نعت و صفت قرآن را در كتب خود خوانده و چون ابن سلام و اتباع او از يهود و نجاشى و اصحاب او از نصارى و يا طالبان دين حق چون سلمان فارسى و بو ذر غفارى و ورقة بن نوفل و احزاب ايشان * ( إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ ) * چون خوانده مىشود قرآن بر ايشان * ( يَخِرُّونَ لِلأَذْقانِ ) * مىيافتند بر زنخهاى خود يعنى بر رويها * ( سُجَّداً ) * در حالتى كه سجده كنندگاناند براى تعظيم امر خدا يا به جهت شكر انجاز وعده الهى كه در كتب خوانده بودند از ارسال محمد ( ص ) و انزال قرآن در آخر زمان * ( وَيَقُولُونَ ) * و ميگويند * ( سُبْحانَ رَبِّنا ) * پاك است پروردگار ما از خلاف وعده خود * ( إِنْ كانَ ) * بدرستى كه هست * ( وَعْدُ رَبِّنا ) * وعده آفريدگار ما * ( لَمَفْعُولًا ) * كرده شده يعنى واقع است لا محاله و بدانكه ميتواند بود إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ بر سبيل تسليه حضرت رسالت ( ص ) باشد گوييا ميفرمايد كه از عدم ايمان جهله غمگين مشو و باعراض ايشان از قران اندوه مخور و تسلى شو به ايمان اين علما كه بصميم قلب به آن ميگروند * ( وَيَخِرُّونَ لِلأَذْقانِ ) * و مىافتند بر رويهاى خود يعنى در سجده ذكر ذقن به جهت آنست كه اول چيزى كه از وجه ساجد به زمين ملاقى مىشود آنست و ذكر لام جهت اختصاص خرور است به آن و تكرير اين كلام به جهت اختلاف حالست يا سبب چه اول براى شكر است بر انجاز و وعده دويم جهت متأثر شدن ايشان از مواعظ قرآن * ( يَبْكُونَ ) * در حالتى كه ميگريند * ( وَيَزِيدُهُمْ ) * و زياده مىكند سماع قرآن ايشان را
* ( خُشُوعاً ) * فروتنى و تضرع و بعضى اينسجده را سجده علماء گفتهاند كه يكى از اكابر فرموده كه هر كه او را علمى باشد و آن علم وى را بگريه نياورد علم وى را نافع نباشد بلكه سبب ضرر او باشد آوردهاند كه حضرت رسالت ( ص ) در سجود ميگفت يا اللَّه يا رحمن مشركان با يكديگر گفتند كه محمد ( ص ) ما را از پرستيدن دو خدا منع مىكند و خود و خداى را ميخواند آيه آمد كه * ( قُلِ ادْعُوا اللَّه ) * بگو اى محمد ( ص ) بخوانيد خداى را * ( أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ ) * يا بخوانيد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣١٢