ايشان را بخورد و ايشان مانند انگشت شوند زبانه آتش فرو نشيند چنانچه آتش دنيا پس از سوختن هيزم * ( زِدْناهُمْ ) * بيفزائيم ما بر ايشان يعنى برافروزيم * ( سَعِيراً ) * آتش را بعد از تبديل جلود و لحوم ايشان تا باز آتش در ايشان پيچد و هميشه بر اينوجه باشد كما اشار اليه بقوله * ( ذلِكَ ) * آن عذاب * ( جَزاؤُهُمْ ) * پاداش ايشانست * ( بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا ) * بسبب آنكه ايشان نگرويدند * ( بِآياتِنا ) * بدلالتهاى واضحهء ما بر صدق پيغمبر ( ص ) كه معجزات او است يا مراد آيات قرآنست * ( وَقالُوا ) * و گفتند كفار از روى انكار كه * ( أَ إِذا كُنَّا عِظاماً ) * آيا آن وقت كه گرديم ما استخوانها * ( وَرُفاتاً ) * و خاكهاى ريزه * ( أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ) * آيا ما برانگيخته گان باشيم * ( خَلْقاً جَدِيداً ) * آفريدن تو چون ايشان خلق جديد را منكر بودند در ساعتى صد بار سوخته شوند و باز پوست و گوشت ايشان را تازه سازند تا عذاب كشند * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا ) * آيا نمىبينند و نميدانند * ( أَنَّ اللَّه الَّذِي ) * آن را كه خداى به حق آن كس است كه * ( خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * بيافريد آسمانها و زمينها را به آن عظمت و بسطت بيماده * ( قادِرٌ ) * توانا است * ( عَلى أَنْ يَخْلُقَ ) * بر آنكه بيافريند * ( مِثْلَهُمْ ) * مانند ايشان را يعنى ديگر بار ايشان را بر مثل اول خلق كند و يا مراد به مثل
نفس ايشانست و عرب تعبير مىكند از نفس به مثل چنان كه ( مثلك لا يبخل او انت ) حاصل كه آنكه چيزى را خلق كند بيماده قادر است كه آفريده كهنه را كه مرده باشد باز اعاده آن كند * ( وَجَعَلَ لَهُمْ ) * و گردانيده است خدا يعنى مقرر كرده براى فناء ايشان * ( أَجَلًا لا رَيْبَ فِيه ) * مدتى كه هيچ شكى نيست در آن و آن زمان مرگست يا به جهت اعاده ايشان اجلى نهاده كه قيامتست * ( فَأَبَى الظَّالِمُونَ ) * پس سر باز زدند و نخواستند ستمكاران با وجود وضوح حق * ( إِلَّا كُفُوراً ) * مگر انكار حشر و بعث را
بعد از آن خطاب به حضرت مىكند كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) كافران را * ( لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ ) * اگر شما مالك شويد و در تصرف آوريد * ( خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي ) * خزينه هاى روزى پروردگار مرا كه بخلقان ميدهد * ( إِذاً لأَمْسَكْتُمْ ) * آن هنگام البته باز ايستيد و بخل ورزيد * ( خَشْيَةَ الإِنْفاقِ ) * از ترس درويشى يا از خوف كم شدن مال بنفقه دادن ما وردى آورده كه اگر يكى از آفريدگان متصدى خزائن نعم ربانى شود هر آينه جود او با جود الهى متساوى نخواهد بود جهت آنكه براى نفس خود چيزى از آن باز خواهد گرفت و از كم شدن آن خواهد ترسيد و خداى تعالى در وجود خود از اين دو چيز منزه است * ( وَكانَ
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٠٨