تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
از خانه بيرون آمد عصابه بر سر بسته جهت عارضهء كه او را دست داده بود و بر منبر رفت و حمد و ثناى الهى بتقديم رسانيده و گفت به غير كتاب خدا از كتب ديگر تمسك مجوئيد كه اگر چنين كنيد حقتعالى بر شما خشم گيرد و هيچ ورقى از كتاب خود در عرصهء روزگار نگذارد و در هيچ سينهء آيتى از آيات قرآنى محفوظ ندارد گفتند اگر چنين شود حال مردمان در آن روز چگونه باشد فرمود هر كه حقتعالى به او خيرى خواهد دل او را بر كلمه توحيد ثبات دهد ابن مسعود گفت كه اولين خيرى كه شما در دين خود نيابيد امانت باشد و آخرين آن نماز و روزى بشما واقع شود كه قرآن را بر دلها يابيد نه در مصحفها پس اين آيه تلاوت كرد كه و لئن شئنا عبد اللَّه عمر روايت كرده كه روز قيامت برنخيزد مگر كه قرآن همانجا رود كه آمده است و او را درى باشد چون روى مگس أنگبين حقتعالى گويد تو را چه بوده است گويد بار خدايا نزد تو آمده‌ام بجهة آنكه مرا مىخوانند و به آن كار نميكنند و اين آن گاه باشد كه قيامت نزديكشده باشد بعد از اين به جهت احتجاج مشركان در ميان اعجاز قرآن ميفرمايد كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) * ( لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ ) * اگر جمع شوند همهء آدميان * ( وَالْجِنُّ ) * و پريان كه تو بر ايشان مبعوث شده و همه اتفاق كنند * ( عَلى أَنْ يَأْتُوا ) * بر آنكه بيارند * ( بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ ) * مانند اين قرآن را در فصاحت و بلاغت و حسن نظم و كمال معنى و اخبار از غيب * ( لا يَأْتُونَ بِمِثْلِه ) * نيارند مانند آن را در اين صفتها با آنكه در ميان آنها فصحا و بلغا و عرفا هستند اين آية در جواب نضر بن حارث فرود آمد كه ميگفت لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا اگر خواهيم مثل اين بگوئيم حقتعالى رد قول او كرده كه جن و انس مثل اين نتوانند گفت * ( وَلَوْ كانَ بَعْضُهُمْ ) * و اگر چه باشند برخى از ايشان * ( لِبَعْضٍ ظَهِيراً ) * مر برخى را هم پشت و مددكار و شايد كه عدم ذكر ملائكه جهت اين باشد كه اتيان ايشان به مثل قرآن بيرون نمىبرد قرآن از اعجاز زيرا كه ملائكه واسطه‌اند در اتيان قرآن * ( وَلَقَدْ صَرَّفْنا ) * و بدرستى كه مكرر گردانيديم بوجوه مختلفه جهت زيادتى تقرير و بيان * ( لِلنَّاسِ ) * براى مردمان * ( فِي هذَا الْقُرْآنِ ) * در اين قرآن * ( مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ) * از هر نوعى و صنفى چون ترهيب و ترغيب و قصص و اخبار و ذكر جنة و نار و مانند آن يا مكرر در قرآن مثلهاى نيكو زده‌ايم براى تنبيه مردمان * ( فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ ) * پس سر باز زدند بيشتر مردمان و نخواستند * ( إِلَّا كُفُوراً ) * مگر ناسپاسى را كه آن انكار حق است و چون مستثنى منه متضمن نفى است پس مثل ضربت الا زيدا نباشد كه جايز نيست باتفاق نحاة از عبد اللَّه عباس