تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
شفاء اللَّه هر كه او به قرآن طلب شفا نكند خدا او را شفا ندهد و از صادق ( ع ) مرويست كه هر كه را بيمارى باشد بايد كه چون بام داد روى از نماز بگرداند هفت بار الحمد بخواند و باد بر او دمد اگر به نشود روز ديگر هفتاد بار بخواند من ضامن بشفاى آن كس مگر بيمارى كه اجل او در آن باشد * ( وَلا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ ) * و نمىافزايد قرآن ستمكاران را يعنى مشركان را * ( إِلَّا خَساراً ) * مگر زيانكارى و هلاكت بجهة تكذيب و كفران به آن و مثل اينست فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً و بعد از آن از كفران كفار خبر ميدهد كه * ( وَإِذا أَنْعَمْنا ) * و چون انعام كنيم * ( عَلَى الإِنْسانِ ) * بر آدمى يعنى كافر از صحت و امنيت و توان گرى * ( أَعْرَضَ ) * روى بگرداند از ياد ما مراد كافر است كه چون حقتعالى نعمت دهد او را بانواع نعم وى از نعمتهاى ظاهره و باطنه اعراض كند * ( وَنَأى بِجانِبِه ) * و دور گرداند نفس خود را از شكر گذارى آن يعنى مستغنى و مستبد شود بامر خود و ما را فراموش گرداند و ميتواند بود كه اين كنايه باشد از استكبار چه متكبر و متجبر دور ميدارد خود را از مردمان و از ايشان مباعدة مىكند * ( وَإِذا مَسَّه الشَّرُّ ) * و چون برسد بدى و بيمارى و فقر و ترس * ( كانَ يَؤُساً ) * باشد بسيار نااميد از روح الهى و تفضل پادشاهى و واثق نباشد كرم نامتناهى اما مؤمن در نعمت شكر مىكند و در محنت باميد فرج صبر مينمايد پس آيه خاص است بكافر و اگر چه بحسب ظاهر على الاطلاق واقع شده * ( قُلْ كُلٌّ ) * بگو هر كس از مؤمن و كافر * ( يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه ) * كارى مىكند بر طريقه كه مشاكل كل حال و اعتقاد آن كس باشد از خير و شر يعنى كافر در نعمت اعراض و در محنت ياس دارد و مؤمن در سراء سپاس دارد و در ضراء شكيبايى و همچنين هر كس كه هست بر وفق اعتقاد و بر طبق صواب ديد خود عملى مىكند و گفته‌اند كه شاكل طبيعت است يا عادت يا دين يا مقدار قوت و طاقت از شبلى پرسيدند كه كدام آيه در قرآن اميدوارتر است فرمود كه * ( كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه ) * گفتند در اين آيه رجا در كجا است گفت از بنده خطا و جفا آيد و آنچه از مقتضاى طبع او باشد و از خدا وفا و عطا آيد و آنچه از كريمى او سزد * ( فَرَبُّكُمْ ) * پس پروردگار شما * ( أَعْلَمُ ) * داناتر است * ( بِمَنْ هُوَ ) * بدانكس كه او * ( أَهْدى سَبِيلًا ) * راه يافته تر است و بصواب نزديكتر است يا نيكوتر از جهت دين و مذهب آورده‌اند كه كفار عرب نضر بن حارث و ابى بن خلف و عتبة ابن ابى معيط را بمدينه فرستادند تا از يهود يثرب حال حضرت رسالت ( ص ) را استفسار كنند چون با ايشان ملاقات كرده احوال باز گفتند يهود متعجب شده گفتند اى صناديد عرب ما دانسته‌ايم كه زمان ظهور پيغمبرى نزديكست و از سخنان شما
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 300 | الملا فتح الله الكاشاني