مكالمه و محمد ( ص ) بمحبوبية و خاتمية و عموم رسالت و شفاعة و بمعراج و بمقام قربة * ( وَآتَيْنا داوُدَ ) * و داديم داود را * ( زَبُوراً ) * كتاب زبور پس شرف او بدان كتابست نه بپادشاهى و در انوار گفته كه وجه اختصاص داود بر زبور بذكر تنبيه بر تفضيل خاتم الانبيا چه در زبور مذكور است كه آن حضرت خاتم پيغمبران باشد و امت او بهترين امم و صلحا و اتقيا بر جميع صلحا و اشقيا مسلط گردند و همه اكناف زمين را بحوزه تصرف در آرند وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ و تنكير زبور اينجا و تعريف در كريمه و كتبنا فى الزبور جهت آنست كه مراد از زبور در اينمقام بعضى از احكام زبور است كه آن ذكر حضرت رسالت پناهيست و مرويست كه زبور صد و پنجاه سوره است و در او احكام حلال و حرام و حدود فرايض نيست بلكه ثناى الهى و موعظه و نصيحت و صفت حضرت رسالت پناه ( ص ) است و ستايش امت او آوردهاند كه چون قريش بقحط و غلا مبتلا شدند حقتعالى بجهة الزام ايشان اين آيه فرستاد كه * ( قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ ) * بگو اى محمد ( ص ) با كافران كه بخوانيد آنان را كه گمان برديد كه آنها خدايانند از ملائكه و مسيح و عزير و اصنام * ( مِنْ دُونِه ) * بجز از خدا تا اين بلا را از شما بگردانند * ( فَلا يَمْلِكُونَ ) * پس ايشان نميتوانند * ( كَشْفَ الضُّرِّ ) * برداشتن سختى يعنى قحطى و درويشى و بيمارى * ( عَنْكُمْ ) * از شما * ( وَلا تَحْوِيلًا ) * و نميتوانند تغيير دادن آن را يعنى تحويل آن از قبيله بقبيله ديگر آوردهاند كه بنو مليح ملائكه را و خزاعه جن را ميپرستيدند جنيان خود ايمان آوردند و عبدهء ايشان بر كفر بماندند آيه آمد
كه * ( أُولئِكَ ) * آن گروه از ملائكه و جن * ( الَّذِينَ يَدْعُونَ ) * آنان اند كه ميخوانند كافران ايشان را و ميپرستند * ( يَبْتَغُونَ ) * ميجويند * ( إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ ) * بپروردگار خود وسيلتى و دست آويزى يعنى تقرب ميكنند بطاعت و عبادت به حضرت او * ( أَيُّهُمْ أَقْرَبُ ) * بدست از و او يبتغون يعنى ميجويند هر كدام ايشان كه نزديكتراند بمنزلة و مكانة يعنى آنها كه مقربان درگاه اند از ملائكه و جن توسل ميكنند به حق تعالى پس غير مقرب بطريق اولى كه وجه توجه بدانحضرت آرد ملخص معنى آنست كه معبودان شما محتاج معبود بحقاند * ( وَيَرْجُونَ رَحْمَتَه ) * و اميد ميدارند بخشش او را * ( وَيَخافُونَ عَذابَه ) * و ميترسند از عذاب او * ( إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ ) * بدرستى كه عذاب آفريدگار تو * ( كانَ مَحْذُوراً ) * هست سزاوار به آنكه از آن حذر كنند هر كسى كه باشد حتى رسل و ملائكه و چون
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٨٢