بيان آن در سورهء سابقه بر وجه اشمل سمت ذكر يافته و ميتواند بود كه مراد بقوله جَعَلْنا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً طبع و ختم باشد على الاجمال و قوله * ( وَجَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ ) * الخ مفسر و مصرح آن و بدانكه چون قرآن معجز است از حيثيت لفظ و معنى پس از براى منكران اثبات كرد آنچه مانع ايشانست از فهم معنى و ادراك لفظ كه آن فرط عدوان و عناد ايشان است كه مانع تأمل ايشانست در آن و مغطى قلوب ايشان از دريافتن آن * ( وَإِذا ذَكَرْتَ ) * و چون ياد كنى * ( رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ ) * پروردگار خود را در قرآن * ( وَحْدَه ) * يگانه و يكتا * ( وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ ) * باز گردند كافران بر پشتهاى خود يعنى باز پس روند * ( نُفُوراً ) * در حالتى كه رمندگان باشند از استماع توحيد چه داعيه ايشان آنست كه الهه ايشان را با إله خود ذكر كنى و بدانكه وحده مصدر است كه در موقع حال واقع شده و اصل آن واحدا وحده است و نفور مصدر است در موقع نافرين و ميتواند بود كه كافر باشد چون قاعد و قعود * ( نَحْنُ أَعْلَمُ ) * ما داناتريم * ( بِما يَسْتَمِعُونَ ) * به آنچه ايشان ميشنوند قرآن را * ( بِه ) * بسبب آن چيز كه سخريه است و هزؤ مراد آنست كه قرآن را براى استهزا و طعن در آن ميشوند * ( إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ) * وقتى
كه گوش فرا ميدارند بسوى تو اين ظرف اعلمست و كذا قوله * ( وَإِذْ هُمْ نَجْوى ) * و وقتى كه ايشان باز گويندگانند يعنى پنهان با يكديگر ميگويند كه كلام وى سحر است و شعر نجوى مصدر است يا جمع نجى در عين المعانى ذكر كرده كه نضر بن حارث گفت من نميدانم كه محمد ( ص ) چه ميگويد ابو سفيان گفت من بعضى از سخنان وى را راست ميدانم ابو جهل گفت مجنونست ابو لهب كاهنش گفت خويطب شاعرش لقب نهاد آيه در شان اين جماعت نازل شد كه * ( إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ ) * ياد كن اى محمد ( ص ) چون گفتند ستمكاران يعنى مشركان مر اصحاب تو را كه شما * ( إِنْ تَتَّبِعُونَ ) * متابعت نميكنيد و از پى نميرويد * ( إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً ) * مگر آنكه مردى سحر كرده شده را يعنى كسى را كه به او سحر كردهاند و عقلش زايل شده يا مسحور بمعنى ساحر است چون مانى بمعنى انى يعنى كسى را كه سحر كننده است و يا اشتقاق آن از سحر است بمعنى ريه يعنى كسى را كه مانند شما است در تنفس و اكل و شرب پس بر سبيل تعجب ميفرمايد * ( انْظُرْ كَيْفَ ) * بنگر كه چگونه * ( ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثالَ ) * زدند براى تو مثلهاى مختلفه را و به مثل توصيف كردند تو را بجنون و سحر و كهانت و شعر فَظَلُّوا
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 278
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٧٨