تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
را از خود نفى كردندى * ( سُبْحانَه ) * پاك است خدا * ( وَتَعالى ) * و بزرگتر و برتر است * ( عَمَّا يَقُولُونَ ) * از آن چه ايشان ميگويند * ( عُلُوًّا كَبِيراً ) * برتر و بزرگ يعنى متباعد از آن غايت تباعد چه او سبحانه در اعلى مراتب وجود است زيرا كه واجب الوجود لذاته است و اتخاذ ولد از ادنى مراتب وجود است كه از خواص آن چيزيست كه ممتنع البقاء است در تيسير نقل مىكند كه يكى از اولاد جنان بن الارث رضى اللَّه نقل كرده كه محجن حضرت رسالت ( ص ) در دست مبارك وى خداى را تسبيح ميگفت چنان كه همه قوم شنيدند و از روى تعجب گفتند يا رسول اللَّه اين چوب خشك چگونه تسبيح ميگويد آيه آمد كه * ( تُسَبِّحُ لَه ) * تسبيح ميكنند مر خداى را * ( السَّماواتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ ) * هفت آسمان و زمين * ( وَمَنْ فِيهِنَّ ) * و هر كه در آنها است از ملائكه و جن و انس * ( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ ) * و نيست هيچ چيز از مخلوقات * ( إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه ) * مگر كه تسبيح ميگويد خداى را تسبيحى متلبس به حمد او يعنى تنزيه ميكنند او را از سمات نقصان و سپاس ميكنند بصفات كمال امام قشيرى ( ره ) فرموده كه تسبيح گويند زندگان از اهل آسمان و زمين به زبان قال و باقى از ايشان بلسان حال و در انوار گفته همه ممكنات تنزيه ميكنند خداى را از آنچه از لوازم امكانست و توابع حدوث بلسان حال به جهت آنكه دلالت ميكنند بامكان و حدوث خود بر صانع قديم واجب لذاته * ( وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ ) * و لكن شما اى مشركان در نمىيابيد * ( تَسْبِيحَهُمْ ) * تسبيح آنها را چه شما به نظر صحيح و عقل صافى تامل نميكنيد تا فهم تسبيح ايشان توانيد كرد * ( إِنَّه كانَ ) * بدرستى كه هست خدا * ( حَلِيماً ) * بردبار كه تعجيل عقوبت نميكند بر شما جهت غفلت و عدم تدبر و تفكر در صنايع او * ( غَفُوراً ) * آمرزنده مر او را كه تامل در مصنوعات او كرده بصانع عالم و وحدانيت او اعتراف نمايد سلمى از ابو عثمان مغربى نقل مىكند كه تمام مكونات باختلاف لغات تسبيح الهى ميكنند اما آن را نشنود و فهم نكند مگر عالم ربانى كه گوش و دل او گشاده بود و در بحر آورده كه هر ذره از ذرات موجودات را زبانيست ملكوتى كه بتسبيح و حمد حضرت خداوند مطلق ناطق است و بدان زبان حصبا در دست حضرت مصطفى ( ص ) تسبيح گفت و شهادت اعضا كه أَنْطَقَنَا اللَّه الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ اشاره بدانست به همين زبان خواهد بود از ابن عباس منقولست كه و ان من شيء مخصوص است باحياء دون جماد و نزد قتاده مراد حيوانات و نامياتاند و اصح آنست كه همه اشيا بر سبيل عموم از وحوش و طيور و جمادات تسبيح حقتعالى مىكند حتى صرير باب و ضرير آب و مراد بتسبيح ايشان كيفيت دلالت ايشان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 276 | الملا فتح الله الكاشاني