بطريقه كه شرعا و عرفا * ( هِيَ أَحْسَنُ ) * آن بهتر و نيكوتر است يعنى معامله كنيد تا اصل مايه براى وى بماند و ربح آن صرف معاش او شود و غير آن از وجوه سايغه كه در سوره الانعام سمت ذكر يافته حاصل كه ميفرمايد ضبط اموال يتيم كنيد و غبطه آن نگهداريد و بدون وجوه جايزه معتبر در شرع در آن تصرف نكنيد * ( حَتَّى يَبْلُغَ ) * تا برسد يتيم * ( أَشُدَّه ) * بغايت قوة يعنى ببلوغ رسد و آثار رشد در او ظاهر شود * ( وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ ) * و وفا كنيد بعهدى كه بسته است خدا با شما از تكاليف شرعيه يا به پيمانى كه با يكديگر مىبنديد و با عهدى كه با خدا ميبنديد و نذر و يمين در حكم اينست * ( إِنَّ الْعَهْدَ ) * بدرستى كه پيمان * ( كانَ مَسْؤُلًا ) * هست طلب كرده شده يعنى آن را از معاهد طلب خواهند كرد كه نقض آن نكرده است و وفا به آن نمودهاند تا جز او سزا بر وفق آن به دو رسانند سلمى گفته كه خداى را عهدها است بر جوارح آدمى بملازمت آداب و بر نفس او باداى فرائض و بر دل او بخوف و خشيت و بر روح او به آنكه از مقام قرب دور نشود تا كسى از عهدهء اين عهد چون بيرون آيد در كنز آورده كه اين آيه دلالت مىكند بر وجوب وفا عهد از دو وجه يكى از صيغه امر فى قوله و اوفوا و امر براى وجوبست دويم آنكه از عهد سؤال خواهد شد و از غير واجب سؤال نخواهد كرد پس وفا بعهد واجب باشد * ( وَأَوْفُوا الْكَيْلَ ) * و تمام بپيمائيد كيل را * ( إِذا كِلْتُمْ ) * چون ميسنجيد براى ديگرى * ( وَزِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ) * و بسنجيد بتر از وى راست يا بقپان كه ميزان كبير است قسطاس لفظ روميست كه معرب شده و اين قادح عربيه قرآن نيست زيرا كه لفظ عجمى چون عرب در كلام خود استعمال كرد و جارى مجراى كلام خود ساخت در اعراب و تعريف و تنكير و مانند آن عربى مىشود و از عجميه بيرون مىآيد * ( ذلِكَ ) * اين تمام پيمودن و راست سنجيدن * ( خَيْرٌ ) * بهتر است شما را از خيانة چه مستلزم امانت است كه از صفات محموده است * ( وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ) * و نيكوتر از روى عاقبت و بازگشت حقتعالى به اين آية ترغيب عبادت فرموده بر اتمام وزن كيل در معاملات و مبايعات و ايفاى حقوق عباد * ( وَلا تَقْفُ ) * و از پى مرو * ( ما لَيْسَ لَكَ ) * آن چيزى را كه نيست تو را * ( بِه عِلْمٌ ) * به آن چيز دانايى يعنى بتقليد و گمان از پى چيزى مرو و تبعيت آن مكن محمد بن حنفيه رحمه اللَّه فرمود كه گواهى دروغ مده و كسى كه مانع اتباع ظن است به اين استمساك مىكند وجوب آنست كه مراد بعلم اعتقاد راجح است كه مستفاد شده باشد از سندى خواه آن قطعى باشد يا ظنى و استعمال آن بمعنى ظن شايع است و گويند آيه مخصوص است بعقايد ابن عباس فرمود كه معنى آنست كه مگو كه شنيدم يا ديدم يا
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٧٣