و التسليمات چيزى طلبيدندى كه حاضر نبودى و آن حضرت از غايت شرم و آزرم متوجه جانب ديگر شدى و انديشه آن كردى كه آن را از جايى بايشان رساند آيه آمد كه * ( وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ) * و اگر اعراض كنى از محتاجان صحابه * ( ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ ) * براى انتظار روزى كه * ( مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها ) * از پروردگار خود اميد ميدارى آن را كه چون به تو رساند تا بديشان دهى * ( فَقُلْ لَهُمْ ) * پس بگو ايشان را * ( قَوْلًا مَيْسُوراً ) * گفتار نرم و نيكو يعنى ايشان را دعا كن بتوسعه رزق به اين وجه كه ( وسع اللَّه عليكم و اغناكم ) و يا دعا كن براى ايشان به آسانى كشيدن بار فقر و يا وعده عطا ده بايشان مرويست كه بعد از نزول اين آيه چون از آن حضرت چيزى ميطلبيدند كه حاضر نبودى فرمودى كه
رزقنا اللَّه و اياكم
و از اينجا است كه رسول ( ص ) فرمود كه
الكلمة الطيبة صدقة
پس بيان تمثيل مىكند و براى منع شحيح و اسراف مبذر كه منهى و مذموماند تا از اين هر دو متحرز شده حد اقتصاد را مرعى دارند و ميفرمايد كه * ( وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ ) * و نساز دست خود را * ( مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ ) * بربسته به گردن خود تا بر بسط آن توانا نباشى اين كنايتست از امساك * ( وَلا تَبْسُطْها ) * و مگشاى دست خود را * ( كُلَّ الْبَسْطِ ) * همه گشادن اين عبارت است از اسراف يعنى اسراف مكن * ( فَتَقْعُدَ ) * كه به نشينى * ( مَلُوماً ) * ملامت كرده شده نزد خدا و بندگان * ( مَحْسُوراً ) * درمانده و محتاج و يا منقطع از جميع اموال مأخوذ از ( حسر السفر اى قطعه عن الوطن ) و ابو عبد اللَّه ( ع ) تفسير محسور بعريان كرده يعنى مجرد و منقطع از جامه و مؤيد اينست كه در اسباب نزول آورده كه مسلمه با يهوديه گرو بستند مضمون گرو آنكه حضرت مصطفى ( ص ) از موسى كليم سخىتر است از جهت امتحان مسلمه دختر خود را بجناب نبوت فرستاد دختر نزد آن حضرت آمد گفت يا رسول اللَّه ( ص ) مادر من اين پيرهن ميطلبد كه در بر شما است حضرت بحجره در آمده پيرهن خود را بيرون كرده بوى داد و خود برهنه بنشست بلال اقامت گفت و ياران منتظر خروج آن حضرت بودند و او بسبب برهنگى بيرون نميتوانست آمدن آيه مذكوره نازل شده و حقتعالى او را باعتدال صفت كه سخا است امر فرمود و از طرفين كه تقتير و تبذير است منع نمود
و از جابر نيز روايتست كه سبب نزول اين آيه آن بود كه روزى كودكى نزد رسول ( ص ) آمد و گفت مادرم تو را دعا مىرساند و ميگويد پيراهن خود به من عطا فرما تا در آن نماز كنم حضرت فرمود وقتى ديگر بيا كه اينزمان موجود نيست كودك برفت و باز آمد كه مادرم اين پيراهن ميخواهد كه در بردارى حضرت شرم داشته برخاست و باندرون خانه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٧٠