تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
شفاء امتى ثلاثة آية من كتاب اللَّه و مشراط الحجام و لعقة من عسل اما خواص كلام اللَّه را هيچ كس از اهل اسلام انكار ندارد و احاديث بسيار در آن واقع شده و اما مشراط نزد هيجان دم است و اما عسل با ادويهء حاره شفاء بلغم است و بدون اختلاط او با دواى حاره نيز شفاى امراض بلغميه است و با حموضات شفاى صفراست و با ادهان شفاى سودا است * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در امر نحل عسل * ( لآيَةً ) * هرآينه حجتى است روشن بر قدرت ربانى * ( لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ) * براى گروهى كه تفكر كنند در اختصاص نحل به اين علوم دقيقه و افعال عجيبه چه هر كه به اين عالم شود هر آينه بداند كه اين صنايع غريبه و امور دقيقه نيست مگر از الهام قادر حكيم كه چندين حكمت در نوعى از جانور ضعيف وديعه نهاده و از جملة آن انقيادى دارند كه هرگز از راه فرمان منحرف نشوند و امانتى كه ميوه تلخ خورند و عسل شيرين باز دهند و ورعى كه جز پاك و پاكيزه نخورند و طاعتى كه هرگز فرمان يعسوب را خلاف نكنند و تمكنى كه فرسخهاى قطع كنند و باز به وطن خود رجوع نمايند طهارتى كه هرگز بر قاذورات ننشينند و از آن نخورند و صناعتى كه اگر تمامت بنايان عالم را جمع سازند كه خانهاى مسدس ايشان را سازند نتوانند و پادشاه ايشان بر طريق پادشاهان روزگار نافذ الامر و مطاع است و جميع زنبوران تابع اويند و بدون فرمان او به هيچ امرى اقدام نميكنند و اگر يكى از آنها از جادهء فرمانبردارى منحرف مىشود بنيش سياست او را بسزا و جزا مىرساند هم چنان كه از عسل ايشان شفاى الم ظاهر حاصل مىشود از تفكر در احوال ايشان شفاى مرض باطن كه جهلست به مقدورات عجيبه الهى دست ميدهد و اينكه حضرت امير المؤمنين ( ع ) فرموده كه انا يعسوب المؤمنين اشارتست به آنكه هم چنان كه نحل نميخورد مگر پاك و نمىنشيند بر نجس و ناپاك و بيرون نمىايد از او الا طيب طاهر و لطافت خود را بكثافت بدل نميكند و ذيل طهارت را بلوث نجاسة نمىالايد بر شاخ خوشبو و شكوفه پاكيزه مينشيند و برگها و شكوفه هاى لطيف تناول مينمايد باندك وقتى در درون او به شكل لعاب تازه خوشمزه جمع مىشود و شربتى بيرون بيايد كه در داروخانه حكمت صفت * ( فِيه شِفاءٌ لِلنَّاسِ ) * دواشان او راست مىآيد آن حضرت متسم به همين سمت است و مؤمن نيز كه تابع او است مثل زنبور عسل است در اكل طبيب و اجتناب از نجس و خبيث پس اينكه آن حضرت خود را به يعسوب كه امير زنبوران عسل است تسميه فرموده در كمال لطف باشد * ( وَاللَّه خَلَقَكُمْ ) * و خداى بيافريد شما را و از عدم بوجود آورد * ( ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ ) * پس بميراند و ديگر باره شما را بعدم باز برد بآجال مختلفه * ( وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ ) * و از شما كسى هست كه رد كرده مىشود * ( إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ ) * بسوى خارترين زندگانى يعنى سن پيرى و نقصان