تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
روزى را بر ايشان تفضل فرموده از احرار و ملاك روزى را بممالك خود نميدهند و رازق ايشان نميشوند بلكه حقتعالى رازق همه ملاك و مماليكست چه انفاق مالك بر مملوك از چيزيست كه حقتعالى روزى او گردانيده پس حقتعالى رازق همه ايشان باشد و همه در مرزوقيت مساوى باشند و قول اول منقولست از ابن عباس و مجاهد و قتاده * ( أَ فَبِنِعْمَةِ اللَّه يَجْحَدُونَ ) * آيا پس بنعمة خداى انكار ميكنيد حفص بغيب ميخواند يعنى كافران انكار نعم او ميكنند و چون ثابت شد كه منعم بجميع نعم او است پس هر كه بت را شريك او گويد منكر نعمة او شده باشد و نيز در تعداد نعم خود ميفرمايد * ( وَاللَّه جَعَلَ لَكُمْ ) * و خدا بيافريد براى شما * ( مِنْ أَنْفُسِكُمْ ) * از جنس شما * ( أَزْواجاً ) * زنان را كه با ايشان آرام گيريد و اولاد مثل اولاد شما باشند و گويند مراد خلق حوا است براى آدم * ( وَجَعَلَ لَكُمْ ) * و آفريد براى شما * ( مِنْ أَزْواجِكُمْ ) * از زنان شما * ( بَنِينَ ) * پسران * ( وَحَفَدَةً ) * و اولاد اولاد يا دختران چه حافد بمعنى مسرع در خدمتست و بنات در بيوت خدمت سكنهء آن ميكنند و از ابن عباس و حسن روايتست كه حفدة خدم و اعوان خانه‌اند و گويند مراد دامادانند بر دختران و اين قول والبى است از ابى عبد اللَّه ( ع ) و قول ابن مسعود و ابراهيم و سعيد بن جبير و نزد ضحاك فرزندان زنانند كه از شوهر ديگر دارند و محتملست كه مراد بحفده همان بنين باشد و عطف بجهة تغاير وصفين چه اصل حفد بمعنى اسراعست در عمل * ( وَرَزَقَكُمْ ) * و روزى داد شما را * ( مِنَ الطَّيِّباتِ ) * از پاكيزه ها يعنى اموال حلال يا ملاذ مطاعم و ملابس و من براى تبعيض است چه دنيا نمونه طيبات آخرة است پس در دنيا جميع طيبات را با آدميان نداده‌اند * ( أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ ) * آيا به بيهوده ميگروند مشركان عقيده مشركان آن بود كه بتان اعانت ايشان ميكنند در روزى و فردا شفاعت ايشان كنند حقتعالى بر وجه انكار ميفرمايد كه مشركان به اين امر باطل ميگروند * ( وَبِنِعْمَتِ اللَّه ) * و بنعمة خدا * ( هُمْ يَكْفُرُونَ ) * ايشان نميگروند چه اضافه نعمة بر بتان ميكنند گويند باطل آن چيزيست كه حرام كردند از بحيره و سايبه و نعمة آنچه حقتعالى بديشان حلال گردانيده و يا باطل شيطانست و ايشان به دو ميگروند و نعمة حضرت رسالتست ( ص ) كه بدر ايمان نمىآرند و تقديم صله بر فعل يا بجهة اهتمام است و يا ابهام تخصيص جهة مبالغه يا محافظه بر فواصل * ( وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ) * و ميپرستند به غير خدا * ( ما لا يَمْلِكُ ) * آن چيزى را كه مالك نيست يعنى نميتواند براى ايشان * ( رِزْقاً ) * روزى دادن را * ( مِنَ السَّماواتِ ) * از آسمان ها يعنى باران * ( وَالأَرْضِ ) * و از زمين يعنى نبات خلاصه معنى آنست كه كافران عبادت بتان ميكنند كه