چنانچه مجبره ميگويند و به نظر تامل صادق معلوم مىشود كه ابليس در جبر از مجبره با انصافتر است چه او اغواى خود را با خدا حواله كرد و اغواى ديگران را به خود بخلاف مجبره كه ميگويند منشأ ضلالت همه بندگان از خداست ( تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ) و چون ابليس در اغواى خود مصمم شد بندگان خالص او سبحانه را از آن مستثنى كرده * ( قالَ ) * گفت حقتعالى * ( هذا ) * اين اخلاص در ايمان و اقوال و افعال * ( صِراطٌ ) * راهى است كه حق است * ( عَلَيَّ ) * بر من رعاية آن * ( مُسْتَقِيمٌ ) * راستست يعنى كجى ندارد و زود صاحب خود را به منزل مراد مىرساند و گويند على بمعنى الى است يعنى اخلاص راهيست راست بسوى من و نزد مجاهد و قتاده اين كلام بر وجه تهديد است كما تقول لغيرك افعل ما شئت و طريقك على و مثله قوله تعالى إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ و يا معنى آنست كه ما تذكره من امر المخلصين و الغاوين طريق ممر على اى ممر من سلك على مستقيم لا عدول فيه عينى و اجازى كلا من الفريقين * ( إِنَّ عِبادِي ) * بدرستى كه بندگان من يعنى مخلصان * ( لَيْسَ لَكَ ) * نيست مر تو را * ( عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ ) * بر ايشان قوتى و تسلطى در اغوا و اضلال چه ايشان بعصمت و لطف من از مكايد و وساوس تو معصوم باشند * ( إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ ) * مگر آن كس كه متابعة تو كند * ( مِنَ الْغاوِينَ ) * از گمراهان كه تو بر او مسلط توانى شد و در نوار گفته كه اينكلام تصديق ابليس است در آنچه استثنا كرد و تغيير وضع براى تعظيم مخلصانست نيز مقصود بيان عصمت ايشانست و انقطاع مخالب شيطان از ايشان و يا اين كلام تكذيب او است در آنچه موهم آنست كه او را سلطنتى هست بر غير مخلصان از بندگان چه منتهاى منية او تحريص و تدليس است كما قال وَما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي و بنا بر اين استثنا منقطع باشد و سفيان عيينه در تفسير اين آيه گفته كه تو بندگان مرا در گناهى نيفكنى كه عفو من به آن نرسد و او را زايل نگرداند از تو اغوا و از من غفران تا هر چه تو به طول عمر خود اغوا كنى من بيك ساعت بيامرزم لكن آن كس كه پيروى تو كند از عاديان و بيراهان در اصل مذهب حق ترا بر ايشان سلطنتى و قوتى باشد بعد از آن وعيد ابليس و اتباع او كرده فرمود كه * ( إِنَّ جَهَنَّمَ ) * و بدرستى كه دوزخ * ( لَمَوْعِدُهُمْ ) * وعده گاه همه ايشانست يعنى متابعان تو * ( أَجْمَعِينَ ) * * ( لَها ) * مر دوزخ را * ( سَبْعَةُ أَبْوابٍ ) * هفت در است * ( لِكُلِّ بابٍ ) * مر هر درى را * ( مِنْهُمْ ) * در حالتى كه آن از گمراهان باشد يعنى نام زادايشان باشد * ( جُزْءٌ مَقْسُومٌ ) * بهره ايست قسمت كرده شده كه از آن در آيند بجهة كثرت ايشان يا مراد از ابواب طبقاتست كه بحسب مراتب در متابعت در آن نزول كنند هر يكى بر بالاى ديگرى طبقه اول جهنم است و آن جاى گناه كارانست از اهل توحيد دوم
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٦٢