فرموده كه پرهيزكاران از پيروى شيطان در كفر و فواحش نه در بواقى ذنوب چه صلاة خمس مكفر آنست * ( فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ) * در بوستانهااند و چشمهاى يعنى در باغهاى پر از اشجار كه در آن چشمهاى روان باشد از آب و شير و خمر و جز آن كه به وصف درنيايد * ( ادْخُلُوها ) * بر اراده قولست يعنى گويند فرشتگان متقيان را كه در آئيد بدين بوستانهاى * ( بِسَلامٍ آمِنِينَ ) * مقرون بسلامت از خدا در حالتى كه ايمن باشيد از زوال * ( وَنَزَعْنا ) * و بيرون كنيم * ( ما فِي صُدُورِهِمْ ) * آنچه در سينه هاى بهشتيان باشد * ( مِنْ غِلٍّ ) * از كينه و غل كه در دنيا با هم داشته باشند و گفتهايد صفت حسد را از ايشان نزع كند تا بدرجات و مراتب بر يكديگر رشك نبرند * ( إِخْواناً ) * حالست از ضمير فى جنات يا فاعل ادخلوها يعنى در آيند در بهشت در حالتى كه برادران باشند يكديگر را يعنى در مهربانى و دوستدارى نشستگان * ( عَلى سُرُرٍ ) * بر تختهاى از زر و مكلل بجواهر * ( مُتَقابِلِينَ ) * رويها به يكديگر آورده باشند و در آثار آمده كه بهشتيان قفاى يكديگر را نه بينند اينها حالات متعاقبهاند و همچنين قوله * ( لا يَمَسُّهُمْ ) * نرسد ايشان را * ( فِيها ) * در بهشت * ( نَصَبٌ ) * رنجى و مشقتى چه آن سراى تنعم و راحتست * ( وَما هُمْ مِنْها ) * و نيستند ايشان از بهشت * ( بِمُخْرَجِينَ ) * بيرون كرده شدگان يعنى جاويد در بهشت باشند چه تماميت نعمت بخلود است ابن رياح روايت كرده كه روزى حضرت نبوى ( ص ) از باب بنى شيبه به مسجد حرام درآمد جمعى از اصحاب را ديد كه ميخندند فرمود
ما لى اريكم تضحكون
چيست كه شما را خندان مىبينم صحابه رايحهء عتابى از اين سخن استشمام نمودند و آن حضرت از آنجا در گذشت و هنوز بحجره نارسيده بازگشت و گفت جبرئيل به من آمد و پيغام آورد كه چرا بندگان مرا نااميد ميسازى * ( نَبِّئْ عِبادِي ) * خبر ده بندگان مرا * ( أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ ) * به آنكه آمرزندهام كسى را كه آمرزش طلبد * ( الرَّحِيمُ ) * بخشندهام بر كسى كه توبه كند
* ( وَأَنَّ عَذابِي ) * و به آنكه عذاب من بر عاصى است كه از توبه و استغفار منحرفست * ( هُوَ الْعَذابُ الأَلِيمُ ) * آن عذابى است دردناك محققان گفتهاند كه در توصيف خود بمغفرت و رحمت دون تعذيب و عقوبت ترجيح وعده لطف است و تاكيد صفت عفو در ذكر مغفرت دليلى است بر آنكه مراد بمتقيان كسانى نيستند كه از جميع ذنوب صغيره و كبيره اجتناب كنند و خاتمه آيه فذلكه ما سبق است از وعد و وعيد و تقرير آن و قوله * ( وَنَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ ) * كه عطف است بر قوله نبئ تحقيق وعد و وعيد است به آنچه اعتبار كنند به آن چه قصه ابراهيم و قوم لوط
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٦٤