بشما كه او اظهار معجزات نمود بر دست من براى تصديق دعوى من * ( وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ ) * و ديگر كسى كه نزديك او است علم كتاب يعنى لوح محفوظ كه نزد جبرئيل است كه وحى از لوح فرا ميگيرد يا علم قرآن و آن نزد مؤمنانست و يا علم تورية كه نزد ابن سلامست و اصحاب او و در زاد المسير گفته كه ( من عنده ام الكتاب ) على ابن ابى طالب ( ع ) است و خلف از عطيهء عوفى و او از ابى سعيد خدرى روايت كرده كه او گفت من از حضرت رسالت ( ص ) پرسيدم كه يا رسول اللَّه مرا خبر ده از آنچه خداى تعالى در محكم كتاب خود فرمود كه * ( قُلْ كَفى بِاللَّه شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ ) * فرمود كه
ذاك اخى على بن ابى طالب ع
يعنى مراد حقتعالى از ( مَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ ) على بن ابى طالب ( ع ) است و ابو معاويه كه يكى از فضلاى اهل سنت است روايت كرده است از اعمش و او از ابى الصلاح كه او گفت مراد از ( مَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ ) على ابن ابى طالب است زيرا كه او عالم بود بعلم تفسير و تاويل و ناسخ و منسوخ و حلال و حرام و ثعلبى نيز كه يكى از رؤساى اهل سنت است در تفسير كبير خود آورده است كه عبد اللَّه بن سلام از پيغمبر ( ص ) سؤال كرد كه يا رسول اللَّه مرا خبر كن از تفسير ( مَنْ عِنْدَه عِلْمُ الْكِتابِ ) فرمود
انما ذلك على بن ابى طالب
و از اين احاديث صحيحه واضح گشت كه اينكه بعضى گفتهاند كه مراد از آية عبد اللَّه بن سلام است سخنى است ضعيف و كلاميست سخيف و خبر محدث خبلى كه در بعضى از تصانيف او مذكور است موافق روايت ثعلبى است و بيشتر مفسران از قدما و محدثان و اهل علم از مخالفان بر اينقول اند كه مراد حضرت امير المؤمنين است و از ابو جعفر محمد بن على الباقر ( ع ) نيز مرويست كه راوى خبر گويد كه با ابو جعفر نشسته بودم عبد اللَّه سلام در گوشهء نشسته بود آن حضرت را پرسيدم كه مردمان ميگويند كه ( من عنده ام الكتاب ) اين مرد است فرمود
لا بل ذلك على بن ابى طالب
و عبد الرحمن بن كثير روايت كرده كه ابو عبد اللَّه دست بر سينهء مبارك خود نهاد و گفت كه
عندنا و اللَّه علم الكتاب
و شعبى نيز روايت كرده كه ( ما احد اعلم من كتاب اللَّه بعد نبى اللَّه من على بن ابى طالب ) و يزيد بن معويه از ابى عبد اللَّه نقلكرده كه
على اولنا و افضلنا و خيرنا بعد النبى ص
و عاصم بن ابى السجود از عبد الرحمن سلمى روايت كرده كه ( ما رايت احدا اقرا من على بن ابى طالب )
سورة ابراهيم
مكى است نزد ابن عباس و قتادة و حسن الا دو آية كه در باره مشركانى نازل شده كه در بدر كشته شدند يكى أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّه كُفْراً الى قوله فَبِئْسَ الْقَرارُ و عدد آيات آن پنجاه و پنج است بعدد شامى و پنجاه چهار بعدد حجازى و پنجاه و دو كوفى و پنجاه و يك بصرى خلاف در هفت آية است الى النور در دو موضع حجازى