بام الكتاب راه نيابد ابو دردا رضى اللَّه عنه از حضرت رسالت ( ص ) نقل مىكند كه چون سه ساعت از شب باقى ماند حق تعالى نظر كند در كتابى كه غير او هيچ كس در آن نظر نميكند و هر چه خواهد از او محو كند و هر چه خواهد در او ثبت كند و در فصول فرموده كه محو كند و قوم انكار از قلب ابرار و اثبات كند بجاى آن رموز
اسرار شبلى رحمه اللَّه فرموده كه محو كند آنچه خواهد از شهود عبوديت و لوازم آن و اثبات كند آنچه خواهد از شهود ربوبيت و لوامع آن كه انكشاف تمام عبارت از اينست و در كشف آورده كه از دل خايف ريا ميسترد و اخلاص مينهد شك ميبرد و يقين ميآورد بخل محو مىكند جود ثابت ميسازد حرص ميبرد قناعت ميآورد حسد ميسترد و شفقت مىنهد از دل راجى اختيار ميبرد و تسليم مىنهد تفرقه محو مىكند جمع اثبات مينمايد از دل محب رسوم انسانيت و حيوانيت ميسترد نعوت ربوبيت مىنهد از قشيرى نقل است كه محو حظوظ نفسانى مىكند و اثبات حقوق ربانى مىكند يا شهود خلق مىبرد و شهود حق ميآورد و يا آثار بشريت محو مىكند و انوار حديث ثابت ميسازد از بنده ميكاهد و از خود مىافزايد چنانچه به اول خود بود بآخرهم خود باشد از امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه مرويست كه فرمودند
لو لا آية في كتاب اللَّه لاخبرتكم بما هو كاين الى يوم القيمة
اگر نه آيتى بودى كه در كتاب خداى من خبر داد مىشما را بهر چه خواهد بود تا روز قيامت و آن اينست كه * ( يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ ) * و بعد از آن فرمود كه مراد از اين قرونست قرنا بعد قرن و هر عصرى فانى باشد چون مدت ايشان بسر آيد نام ايشان بستر دو نام قرنى ديگر بنويسد مجاهد گفته كه سبب نزول اين آيه آنست كه چون حقتعالى آيه فرستاد كه ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه قريش گفتند اى محمد چون كه همه كارها پرداخته و ساخته شده و بر وفق مراد اللَّه بفعل ميآيد پس بعثت تو فايده مترتب نشود حقتعالى اين آية فرستاد كه لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ يعنى اگر چه جميع امور بقبضه الهى است و آن را ضبط كرده و بىارادهء او بفعل نميآيد اما تغيير و تبديل در آن راه دارد آنچه خواهد اثبات مىكند و آنچه ميخواهد محو مينمايد و آن را بر پيغمبر خود مىرساند تا به بندگان تبليغ نمايد عطا از ابن عباس روايت كرده كه حقتعالى از يكدر سفيد لوحى آفريده است كه آن را لوح محفوظ گويند درازى آن پانصد ساله راه است هر روز هزار و سيصد و شصت بار در آن نظر مىكند آنچه خواهد محو مىكند و آنچه نميخواهد ميگذارد بحسب مصلحت اشخاص مثل آنكه حقتعالى اجلى براى بنده نوشته و چون دعا كند يا صدقه بدهد يا طاعتى كند مصلحت او مقتضى آنست كه مدت آن را درازتر از آن گرداند پس اين مدت مكتوبه را محو كند و بجاى آن زياده بر آن بنويسد چنانچه در عدة الداعى مذكور است كه عيسى ( ع ) در اول روزى بموضعى نشسته بود و حواريين در خدمت او مردى هيمه كش را ديدند كه نانى چند با خود داشت آن را مىخورد و نشاط ميكرد جبرئيل حاضر بود گفت يا
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١١٦