تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
ثانى آورده كه از اسرار اين عالم يكى آنست كه هيچ حادثى نيست الا كه او را سايه است و آن ساجد است مر حق را و قايمست بعبادت او خواه از حادث مطيع باشد و خواه عاصى اگر از اهل موافقست او با ظل خود در آن سجده يكىاند هم وفاق باشد و اگر از اهل مخالفتست ظل او در آن طاعت نايب مناب او است و حقيقت آنست كه طوع و رغبت صفت آنها است كه لطف الهى شامل حال او شده نهال ايمان در دل او روئيده گشته و نفرت و كراهت خاص است به آنان كه به جهت فرط عناد و قهر لم يزلى تخم خذلان در مزرعهء نفس نافرمان ايشان افشانده و چون حقتعالى در آيه مذكوره بيان فرموده كه او مستحق عبادتست و سجده در سماوات و ارض براى او است در عقب آن بيان حجت مىكند بر آن بقوله * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) * ( مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * كيست آفريدگار آسمانها و زمينها يعنى از كافران بپرس كه خالق آسمان و زمين كيست پس از قبل ايشان * ( قُلِ اللَّه ) * بگو آفريدگار عوالم علوى و سفلى خدايست چه ايشان را جز اين جوابى نيست و چون جواب ايشان اين خواهد بود الزام كن ايشان را و بر وجه تبكيت و تقريع * ( قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ ) * بگو آيا فرا ميگيريد * ( مِنْ دُونِه أَوْلِياءَ ) * بجز از وى معبودان كه ايشان را دوست داريد يعنى چون بدانيد كه آفريننده آسمان و زمين او است چرا غير او را ميپرستيد و فرا مگيريد ايشان را دوستان كه * ( لا يَمْلِكُونَ ) * نميتوانند و مالك نيستند * ( لأَنْفُسِهِمْ ) * براى نفسهاى خود * ( نَفْعاً وَلا ضَرًّا ) * سودى و نه زيانى يعنى براى خود نفع هيچ نمىتوانند كرد و مالك نيستند بر دفع ضررى از خود پس سود به ديگرى چگونه توانند رسانيد و بچه نوع زيان از او باز توانند داشت اين دليلست بر ضلال و فساد راى ايشان در آنكه اتخاذ اصنام ميكنند باميدوارى بشفاعت ايشان و بعد از الزام حجت * ( قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمى ) * بگو آيا برابر مىباشد نابينا كه عابد صنم است و در تاريكى كفر و شبهه گرفتار * ( وَالْبَصِيرُ ) * و بينايى كه پرستنده خداست و با بصيرت بروشنايى ايمان و حجت و برهان آشكار يا برابر باشد معبودى كه غافلست از شما با معبودى كه مطلع است بر احوال ايشان * ( أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ ) * يا برابر باشد تاريكيهاى شرك و انكار * ( وَالنُّورُ ) * و روشنى توحيد و معرفت * ( أَمْ جَعَلُوا لِلَّه ) * همزه براى انكار است يعنى آيا كافران ساختند براى خدا * ( شُرَكاءَ خَلَقُوا ) * انبازانى كه بيافريدند * ( كَخَلْقِه ) * مانند آفريدن خداى * ( فَتَشابَه الْخَلْقُ ) * پس متشابه شد آفريده * ( عَلَيْهِمْ ) * بر ايشان و ندانستند كه آفريدهء خدا كدام است و آفريدهء شركاء كدام حاصل معنى آنست كه