تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
و تهديد ايشان باجابت دعوت رسول بر ايشان و يا بيان ضلال و فساد راى ايشان * ( وَالَّذِينَ يَدْعُونَ ) * آنان كه مىخوانند * ( مِنْ دُونِه ) * بجز از وى يعنى بتان را كه مشركان مىخوانند حذف مفعول به جهت دلالت من دونه است بر او * ( لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ ) * اجابت نميكنند بتان مر ايشان را * ( بِشَيْءٍ ) * به چيزى از مرادات * ( إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْه ) * مگر هم چه اجابت كسى كه بگشايد هر دو كف خود را * ( إِلَى الْماءِ ) * بسوى آب از چاهى كه آب از او دور باشد مانند تشنه كه بر سر چاهى رسد و او را دلو و ريسمان همراه نبود و هر دو دست خود را بسوى چاه بگشايد و بفرياد و زارى و دعا آب را طلبد * ( لِيَبْلُغَ فاه ) * تا بدهن او برسد * ( وَما هُوَ ) * و نيست آب * ( بِبالِغِه ) * رسنده بدهن او زيرا كه آب جماد است و دانا نيست بخواننده و قدرت ندارد بر اجابت آن و بخلاف طبع نميتواند بود كه از مركز بمحيط حركت كند اصنام نيز نسبت بداعيان خود همين حال دارند و يا بمعنى آنست كه هم چنان كه كسى دستها و انگشتان را بگشايد آب بر كف دست او قرار نگيرد تا بدهن برساند اجابت اصنام دعاى كفره را نيز چنين است حضرت امير المؤمنين ( ع ) در اينباب فرمود كه و من يصحب الدنيا يكن مثل قابض على الماء خانته فروج الاصابع * ( وَما دُعاءُ الْكافِرِينَ ) * و نيست خواندن كافران مر بتان را * ( إِلَّا فِي ضَلالٍ ) * مگر در گمراهى و بطلان و نااميدى و ضايع بودن بعد از آن بيان كمال قدرت و سعهء ملكت خود مىكند بقوله * ( وَلِلَّه يَسْجُدُ ) * و مر خداى را سجده مىكند * ( مَنْ فِي السَّماواتِ ) * هر كه در آسمانها است * ( وَالأَرْضِ ) * و هر كه در زمين است * ( طَوْعاً ) * از روى فرمان بردارى مراد مؤمنان اند از ملائكه جن و انس كه در آسانى و دشوارى فرمان برند و سجده كنند خداى را * ( وَكَرْهاً ) * و از روى كراهت و بىرغبتى مراد كافرانند كه در وقت شدت و محنت بضرورت سجده كنند * ( وَظِلالُهُمْ ) * و سجده ميكنند سايه هاى اهل آسمان و زمين مر خداى را به تبعيت اشخاص * ( بِالْغُدُوِّ ) * بامداد بسوى مغرب * ( وَالآصالِ ) * و ما بين عصر و مغرب بسوى مشرق مراد دوامست و تخصيص وقتين به جهت آنست كه امتداد ظل در ايشان اظهر باشد گويند مراد بسجود خضوع است يعنى هر كه در آسمان و زمينست خضوع مىكند براى خدا اما مؤمنان بطوع و رغبت و اما كافران بضرورت و كراهت به جهت حلول آلام و شدايد بر او و قول اول اظهر است و در صفر سابع از فتوحات كه ذكر سجود قرآنى مىكند اينسجده را سجود الظلال و سجود العام گفته و فرموده كه لازمست كه بنده تصديق كند خداى را در اينخبر و سجده آرد در باب دهم از صفر