مقاله گفت و بنياد جدال كرد فى الحال از سحاب قهر الى صاعقة ظاهر شد و او را بسوخت و حقتعالى اين آيه را فرستاد كه صاعقه بهر كس كه خواهد فرستد از كافران و چون آن ملعون بسوخت و اعيانى كه نزد او بودند آن حال را مشاهده كردند بسرعت تمام آمدند تا رسول را به آن خبر دهند بعضى از اصحاب پيش ايشان دويده گفتند چگونه صاعقه بسوخت آن معاند را گفتند شما چه دانيد جواب دادند كه حقتعالى آيه فرستاد و رسول را خبر داد كه بهر كس كه مىخواهد صاعقه مىفرستد از كافران * ( وَهُمْ يُجادِلُونَ ) * و ايشان جدال ميكنند * ( فِي اللَّه ) * در حق خداى كه او از چه چيز است يا جدال ايشان تكذيب پيغمبر است در آنچه خداى را به آن وصف مىكند از كمال علم و قدرت و تفرد در الوهيت و به آنچه ذكر روز معاد مىكند و مجازات مردمان در آن جدال بمعنى تشدد است در خصومت مشتق از جدل بمعنى محكم يافتن ريسمان و واو براى عطف جمله است بر جمله يا حالست * ( وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ ) * و خداى سخت قوت است در تعذيب مجادلان بر وجهى كه ايشان گمان آن نداشته باشند به اين معنى كه يك بار ايشان را بگيرد و امير المؤمنين ( ع ) تفسير آن ( بشديد القوة ) كرده و حسن گفته ( شديد النقمة ) و نزد زجاج بمعنى ( شديد القدرة و العذاب ) و زجاج گفته كه شديد الكيد الكفار و آن مصدر باب مفاعله است بمعنى ( المماحلة و المكايدة لاعدائه ماخوذ از محل بفلان اذا كاده و عرضه للهلاك من حيث لا يحتسب و منه تحمل اذا تكلف استعمال الحيلة ) و يا فعال است ماخوذ از محل بمعنى قوة و يا مفعل ماخوذ از حول يا حيله و يا بمعنى فقاد پس اينمثل باشد در قوت و قدرت * ( لَه ) * مر خدايراست * ( دَعْوَةُ الْحَقِّ ) * خواندن به حق كه كلمه لا إله الا اللَّه است يا مر او راست سزاوار بودن آنكه مردمان را بعبادت او خوانند يا مر خداى را است اجابت كسى كه باخلاص او را بخواند و كلام ما بعد دالست بر اينمعنى و صاحب كشاف گفته كه در دعوت الحق دو وجه است يكى آنكه دعوت مضاف باشد به حق كه نقيض باطلست هم چنان كه اضافه كلمه به آن به جهت دلالت بر آنكه دعوت ملابس حقست و مختص به آن يا تقدير آن باشد كه ( له دعوة المدعو الحق ) و معنى آنكه چون بنده او را بخواند اجابت دعوت او كند و اعطاى مسئول او نمايد اگر مصلحت و حكمت مقتضى آن باشد و دعوت
داعى ملابس حق باشد دوم آنكه دعوت مضاف باشد به حق كه او سبحانه است و معنى آنكه هر كه او را بخواند بشنود و اجابت كند با شرايط اجابت و از حسن نقل است كه ( الحق هو اللَّه و كل دعاء اليه دعوة الحق ) و مراد به اين هر دو جمله اگر آيه در حق عامر و ازيد باشد اهلاك ايشانست بر وجهى كه شعور به آن نداشتند و اجابت دعوت رسول ( ص ) كه ميفرمود
اللهم اكفينها بما شئت
و دلالت بر آنكه او سبحانه بر حقست و اگر عامست وعيد كفره است بر مجادلهء ايشان با رسول
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٩٩