تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
منكر نهى نفرمايد و بجهة اين اوامر ما بر طرف شود و منكر منتشر شود و چون چنين باشد آفتاب به عادت خود به زير عرش رود و چون مقدار ساعات شب بگذرد از خداى دستورى خواهد و گويد بار خدايا چه فرمايى از مشرق برايم يا از مغرب جواب نيايد و بعد از آن ماه را نزديك آفتاب برند و باز دارند و چنان كه گذشت متهجدان به نماز شب برخيزند و ايشان در آن زمان گروهى اندك باشند و خوار و بيمقدار و آن شب به عادت خود خسبند و چون وقت نماز شب باشد برخيزند و نماز بگذارند و در آسمان نگرند تا صبح برآمده يا نه ستاره ها بر جاى خود باشند با خود گويند مگر شب غلط كرده‌ايم ديگر باره نماز و او را اعاده كنند و بتسبيح و تهليل اشتغال نمايند تا چند بار اين صورت واقع شود و چنان ستاره ها را بر جاى خود ببينند خوف عظيم در دل ايشان پديد آيد و يكديگر را آواز دهند و در مسجدى كه در آن محل باشد حاضر آيند و جزع و فزع كنند چون مقدار زمان سه شب بگذرد حق سبحانه جبرئيل را بفرستد تا آفتاب و ماه را امر كند كه هر دو بيك موضع از مغرب طلوع كنند پس بفرمايد تا نور آنها را بستانند فرشتگانى كه بر آفتاب و ماه موكلند جزع كنند و از فزع و هول قيامت بفرياد عظيم بگريه درآيند آن گاه آفتاب و ماه با جرم سياه از مغرب طلوع نمايند و ذلك قوله تعالى وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ متهجدان چون آن بينند جزع را بيشتر كنند و آنان كه غافل باشند چون مردگان كه از قبر برخيزند از خواب برخيزند و همهء اهل دنيا بناله درآيند و مدهوش گردند و مادران از فرزندان شير خواران غافل شوند و زنان حامله بارهاى خود را بيفكنند چون آفتاب و ماه بميان آسمان رسند جبرئيل بيايد و آنها را برگرداند و به مغرب برد و بدر توبه رساند يكى از صحابه گفت يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله در توجه چه باشد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه خداى تعالى براى مغرب درى آفريده بر دو مصراع از زر سرخ ( مصراعى تا مصراعى ) چهل ساله راهست كه سوار نيك رو آن را طى تواند كرد و آن در تا خداى تعالى آفريده است گشاده است و چون آفتاب از مغرب برآيد هيچ بنده نباشد كه توبهء نصوح كند الا كه آن توبه را بآنموضع برند معاذ جبل گفت يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله توبهء نصوح كدام است فرمود آنكه بر گناه ندامت خورند و عذر خواهند و عازم شوند كه با سر گناه نروند چنان كه شير به پستان عود نكند القصه حقتعالى امر كند تا ماه و آفتاب را در آن در درآرند و در را فرو كنند چنان كه هيچ شكافى در آن نماند چون آن در بسته شود توبه هيچ تايبى مقبول نيفتد و ايمان هيچ كافرى سود ندهد و هيچ مؤمنى را ايمان و طاعت نفع ندهد مگر آنچه از پيش كرده باشند و ذلك قوله تعالى * ( لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً ) * و چون چنين شود تكليف منتفى گردد بعد از آن صور دردمند و در خبر است كه رسول را صلَّى اللَّه عليه و آله از ميان طلوع آفتاب از مغرب تا نفخ صور پرسيدند چند مدت باشد فرمود چندانى كه اسبى را بر ماديان افكنند و كره بياورد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 495 | الملا فتح الله الكاشاني