* ( يَفْتَرُونَ ) * افترا ميكنند و ميبندند * ( عَلَى اللَّه الْكَذِبَ ) * بر خداى دروغ را كه تحريم اينها به دو نسبت ميكنند * ( وَأَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ ) * و بيشتر كافران نميدانند حلال و حرام او را و در تحقيق آن عقل را كار نميفرمايند بلكه بتقليد بطريق گذشتگان راه ميروند و يا اكثر ايشان امر او را نميدانند و در اين اشعار است به آنكه بعضى از ايشان عارف بودند بر بطلان اينقول و ليكن حب رياست و تقليد آباء مانع اعتراف ايشان بود به اين بعد از آن از حال اين مفتريان خبر ميدهد بقوله * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمْ ) * و چون گويند مر ايشان را كه اى اهل افترا و اصحاب بحيره كه راه بحقيقت اين امر نميبريد * ( تَعالَوْا ) * بيائيد * ( إِلى ما أَنْزَلَ اللَّه ) * به آنچه خدا فرستاده است از حكم حلال و حرام * ( وَإِلَى الرَّسُولِ ) * و بيائيد برسول كه بيان كنندهء آن حكم است * ( قالُوا حَسْبُنا ) * گويند از غايت جهل كه بس است ما را * ( ما وَجَدْنا عَلَيْه آباءَنا ) * آنچه يافتهايم پدران خود را بر آن اين بيان قصور تدبير ايشان و فرط انهماك ايشانست در تقليد و عدم مسند ايشان در اينقول و قوله * ( أَ وَلَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَلا يَهْتَدُونَ ) * و او براى حالست و همزه كه بر آن داخل شده براى انكار فعل بر اينحالت و تقدير اينست كه ( احسبهم ما وجدوا عليه و لو كانوا جهلة ضالين ) يعنى آيا بس است ايشان را آنچه يافتهاند پدران خود را بر آن و اگر چه بودند پدران ايشان كه نميدانستند چيزى را و راه نمييافتند بطريق حق يعنى ايشان جاهل و گمراه بودند و تقليد ايشان نافع نيست بلكه تقليد عالم و راهنمايى را ميبايد كرد تا او را از وادى تقليد بسر حد تحقيق رساند بوسيلهء آن اظهار حجج بينه و دلايل واضحه آيه دليلست بر فساد تقليد و عدم جواز عمل در شىء از امور دينى بدون حجة و نيز دالست بر وجوب معرفت و عدم ضرورت آن هم چنان كه اصحاب معارف بر اين رفتهاند زيرا كه حق سبحانه بيان حجاج فرموده براى اهل تقليد به آنكه ميدانند كه معرفت ندارند به آنچه ميگويند و اگر حق ضرورى ايشان ميبود تقليد آباى خود نميكردند و نفى اهتداء و علم نمود از ايشان نه احدهما به جهت آنكه اهتداء نميباشد مگر از سر حجت و بيان و علم گاهست كه بر سبيل اهتداست بر وجه ضرورت پس معنى آنست كه ايشان در اينقول نه علم ضرورى داشتند و نه علم نظرى بلكه محض تقليد بود و چون حقتعالى بيان حكم كفار نمود كه تقليد آبا و اسلاف خود كرده باديان باطله ايشان ركون و اعتماد كردهاند و در عقب آن امر بطاعت كرده و بيان مطيع نموده ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى گروه گرويدگان * ( عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ ) * بر شما باد كه محافظت نفس خود كنيد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٣٨