چون مطلع شديد بر حكمت در تعيين كعبه براى قيام نمودن مردمان و آن چه در حج است از طرق مناسك و كيفيات آن هر آينه دانستيد كه حق تعالى عالم است به آن چه در آسمانها و زمينها
است از جواهر و اجسام و اعراض بر وجه كلى و جزئى به جهت استحاله صدور اين حكم از كسى كه جاهل باشد باشياء و اين حكم اگر چه مفصلا معلوم نيست اما مجملا معلوم است از حيثيت آنكه احكام به جهت دفع مضار و جلب منافع موضوع شدهاند و الطافاند در عقليات و يا در غير آن از شرعيات * ( وَأَنَّ اللَّه ) * و نيز آن چه مذكور شد به جهت آنست كه حقتعالى * ( بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * به همه چيز دانا است پس آنچه مقرر مىكند از حلال و حرام از روى علم و حكمت است اين تعميم بعد از تخصيص است و مبالغه بعد از اطلاق و از احسن انتقالاتست در كلام ملخص سخن آن است كه حقتعالى وضع احكام شرع كرد براى مصالح عباد چه او عواقب همه امور را ميداند و عالم است بجميع امور پس البته عالم خواهد بود به آنچه مصالح بندگان در آن است و ميتواند بود كه وجه ارتباط لتعلموا بما قبل ظهور آيات و آثار قدرت او سبحانه باشد در بيت الحرام لقوله فِيه آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ الخ و بعد از آن بيان احكام ذكر وعد و وعيد ميفرمايد كه * ( اعْلَمُوا أَنَّ اللَّه ) * بدانيد اين را كه خداى * ( شَدِيدُ الْعِقابِ ) * سخت عقوبت است مر كسى را كه ارتكاب نمايد محارم او را * ( وَأَنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * و اينكه خداى آمرزگار و مهربان است بر كسى كه از محرمات بپرهيزد پس اين وعد و وعيد است مر كسى را كه انتهاك محارم كند و اصرار نكند بر آن و مر كسى را كه حافظ و ضابط خود شود از اقدام بر آن و منقلع شود از آن * ( ما عَلَى الرَّسُولِ ) * نيست بر رسول * ( إِلَّا الْبَلاغُ ) * مگر رسانيدن احكام بمكلفان تا ايشان را عذرى نباشد اين تشديد ايجاب قيام است به آن چه فرمايد چه خلاصهء معنى آنست كه رسول خداى بشما آمد به آن چه مامور شده به آن از تبليغ و شما را عذرى نباشد در تفريط و تقصير * ( وَاللَّه يَعْلَمُ ) * و خداى ميداند * ( ما تُبْدُونَ ) * آنچه آشكارا ميكنيد * ( وَما تَكْتُمُونَ ) * و آن چه پنهان ميكنيد از تصديق و تكذيب و فعل و عزيمت و اين غايت تهديد است و زجر و در اين دلالتست بر وجوب معرفت عقاب و ثواب چه اين لطف است در باب تكليف
و بعد از بيان حلال و حرام حكم بعدم استواى آنها كرده ميفرمايد كه * ( قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ ) * بگو مساوى نيستند پليد و پاك اين حكم عام است در نفى مساوات ميان نيك و بد در اشخاص و اموال و اعمال و غير آن * ( وَلَوْ أَعْجَبَكَ ) * و اگر چه بشگفت آرد ترا * ( كَثْرَةُ الْخَبِيثِ ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 333
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٣٣