تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
گزيد طالوت را بر شما * ( وَزادَه ) * و افزونى داد او را * ( بَسْطَةً ) * گشادگى و بسيارى * ( فِي الْعِلْمِ ) * در دانش يعنى عارف ساخت او را بوجوه علم و حكمت خصوصا در سياست و تدبير ممالك و عساكر و حفظ نصفه و عدالت ميان رعيت و گويند مراد بعلم دانستن آداب و رسوم حروبست و يا شجاعت و بسطت و مناسب اين معنى است قوله * ( وَالْجِسْمِ ) * و ديگر بيفزود او را در تن يعنى شكل او را در كميت و كيفيت با حسن وجهى بياراست چه طالوت مردى نمايان و با جمال بود و بيك سر و گردن از اهل زمان خود بلندتر مىنمود * ( وَاللَّه ) * و خداى كه مالك الملك على الاطلاق است * ( يُؤْتِي مُلْكَه ) * ميدهد ملك خود را * ( مَنْ يَشاءُ ) * هر كرا ميخواهد از آنهايى كه ميداند كه او را صلاحيت ملك دارى هست * ( وَاللَّه واسِعٌ ) * و خداى بسيار فضل است در دادن زمان اختيار بقبضهء اقتدار در هر كه صلاح ميداند * ( عَلِيمٌ ) * داناست باستحقاق كسى كه او را ميگزيند در واسع چند قول است يكى آنكه واسع الفضل است بحذف مضاف اليه كما يقال ( فلان كبير اى كبير القدر ) دوم آنكه بمعنى موسع است اى ( موسع على من يشاء من نعمه كما جاء اليم ) بمعنى ( مولم و سميع ) بمعنى مسمع سيم بمعنى ذو سعة ماه ( عيشة راضية ذات رضا و رجل تامر اى ذو تمر و لابن اى ذو لبن ) زبدهء سخن آنست كه چون بنى اسرائيل استبعاد تملك طالوت نمودند بجهة فقر و سقط و نسب او حق سبحانه اين معنى را بر ايشان رد كرد اولا به آن كه عمده در تملك اصطفاى او سبحانه است و اين بفعل آمده زيرا كه او را بر شما برگزيده و براى پادشاهى اختيار كرده و او سبحانه اعلم است بمصالح شما از شما و ثانيا به آنكه شرط پادشاهى وفور علم است تا به آن متمكن شود بر معرفة سياست و جسامت بدن تا وقع او در قلوب اعظم باشد و در مقاومت و مكابدهء حروف اقوى نه آنچه شما ذكر ميكنيد از سعة مال و حق تعالى اين هر دو صفت را به او داد و ثالثا به آنكه حق سبحانه مالك الملك است على الاطلاق پس ملك را بهر كه ميخواهد ميدهد و رابعا به آنكه واسع الفضل است توسيع فضل مينمايد بر فقير و او را غنى ميگرداند و عليم است به كسى كه لياقت ملكة دارد و در آيه دليل است بر آنكه واجب نيست كه ملكت بوارثة باشد بلكه بحسب مصلحت حق سبحانه است و نيز دال است بر آنكه شرط امام آنست كه اعلم از رعيت باشد و اكمل و افضل از همه در خصال فضل و شجاعت زيرا كه حق سبحانه تقديم طالوت كرد بر بنى اسرائيل جهت آن كه اعلم و اشجع از ايشان بود پس كسانى كه بجهة جبن مكرر از جهاد گريخته باشند و جهالت ايشان بر همه كس ظاهر بوده باشد چگونه لياقت امامت و خلافت داشته باشند القصه چون بنى اسرائيل اين كلام را از اشموئيل بشنيدند بار ديگر چنانچه داب ايشان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 61 | الملا فتح الله الكاشاني