تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
شام را با آنها بفرست ، و سواران و يارانى همراهشان بفرست تا آنها [ اهل بيت ] را به طرف مدينه هدايت كنند . لذا نعمان بن بشير خودش آنان را [ به سوى مدينه ] برد ، در حالى كه شب‌ها آنها را راه مىبرد [ و در حين راه رفتن ] آنان را پيش روى خويش قرار مىداد تا از ديده‌اش ناپديد نشوند ، ولى وقتى [ جايى ] فرود مىآمدند از آنان دور مىشد ، و اصحاب خودش را براى نگهبانى به اطرافشان مىفرستاد و خود در فاصلهء دورى منزل مىكرد بطورى كه وقتى كسى از آنها مىخواست وضو بگيرد يا قضاء حاجت كند شرمگين نمىشد . [ خلاصه ] پيوسته در مسير راه اين گونه با آنان منزل مىكرد ، و به آنها لطف مىنمود و حوائجشان را جويا مىشد تا اينكه وارد مدينه شدند . « 1 » « 2 »

ورود كاروان اسراء به مدينة

( 1 ) هنگامى كه خبر كشته شدن حسين [ عليه السّلام ] به اهالى مدينه رسيد [ أمّ لقمان ] دختر عقيل بن أبى طالب با زنان مدينه بيرون آمد ، در حالى كه روسرى خود را هنوز نپيچيده بود و داشت بر سر مىپيچيد [ با زبان شعر ] مىگفت : [ اگر پيامبر به شما بگويد ، شما كه آخرين امّت بوديد بعد از من با عترت و خاندانم چه كرده‌ايد كه ]
هامش
( 1 ) طبرى يا كلبى يا أبى مخنف به جهت رعايت اختصار از رفتن كاروان به سوى كربلاء و رسيدن آنان در روز اربعين امام حسين [ عليه السّلام ] به كربلاء و برگرداندن و دفن سرهاى بريده در نزديكى قبور شهداء كربلاء ، گزارشى ننموده‌اند ، و اين با صحت آن رواياتى كه اين مطالب را گزارش كرده‌اند منافاتى ندارد . ( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 / 461 و 462 ، به نقل از أبى مخنف از حارث بن كعب از فاطمه و ارشاد شيخ مفيد ، 2 / 121 و 122 ، با اندكى تغيير و سبط ابن جوزى ماجراى تقاضاى مرد شامى از يزيد [ لعنه الله ] و پناه بردن فاطمه بنت الحسين [ عليه السّلام ] به زينب [ س ] و دفاع حضرت زينب [ س ] را تا عصبانى شدن و برآشفتن يزيد ، با اندكى تغيير در نحوهء بيان ذكر كرده است ، رك : تذكرة الخواص ، 264 ، به نقل از هشام بن محمد [ راوى مقتل أبى مخنف . ]