تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
( 1 ) حصين بن تميم [ وقتى ديد حرّ به ميدان آمد به يزيد بن سفيان ] گفت : اين هم حرّ بن يزيدى كه انتظارش را مىكشيدى ! [ يزيد بن سفيان ] گفت : بله ، بعد به طرف [ حرّ ] رفت و گفت : اى حرّ بن يزيد ! آيا مىخواهى مبارزه كنى ؟ ! [ حرّ ] گفت : بله مىخواهم ، بعد در مقابلش قرار گرفت ، گويا جان [ يزيد بن سفيان ] در دست حرّ قرار گرفته بود . حرّ بدون درنگ به طرفش آمده او را كشت . « 1 » نافع بن هلال مرادى جملى در حال جنگ مىگفت : من جملى هستم من بر دين على [ عليه السّلام ] هستم . « 2 » مردى كه مزاحم بن حريث خوانده مىشد به طرف او آمد گفت : من بر دين عثمان هستم ! [ نافع ] گفت : تو بر دين شيطان هستى ! سپس به او حمله برد و او را به قتل رسانيد ! [ اينجا بود كه ] عمرو بن حجّاج [ زبيدى ] فرياد كشيد ! آى احمق‌ها ! مىدانيد با چه كسانى در حال جنگ هستيد ؟ ! [ آنها ] جنگجويان شهر هستند . قومى هستند كه آرزوى مرگ مىكنند ، هيچ‌يك از شما به تنهايى در مقابلشان ظاهر نشود ، آنها اندكند و چيزى طول نمىكشد كه از بين مىروند ، به طرفشان سنگ پرتاب كنيد . عمر بن سعد گفت : راست گفتى ، نظر شما درست است [ لذا ] به مردم دستور الزامى داد [ و گفت ] كسى از شما [ به تنهايى ] با آنها مبارزه نكند . « 3 »

حملهء عمرو بن حجّاج به امام حسين عليه السّلام

( 2 ) [ آنگاه ] عمرو بن حجّاج به ياران حسين [ عليه السّلام ] نزديك شد در حالى كه مىگفت :
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، 5 / 434 ، به نقل از أبى مخنف از زهير بن نضر بن صالح عبسى . ( 2 ) منشأ پيدايش و مفهوم اصطلاح دين على و دين عثمان را پيشتر توضيح داده‌ايم . ( 3 ) تاريخ طبرى ، 5 / 435 ، به نقل از أبى مخنف از يحيى بن هانئ بن عروة و ارشاد شيخ مفيد ، 2 / 103 ، با كمى تغيير .