تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
هم بودند « 1 » و از شما اين تقاضا را مىكردند سزاوار بود خواسته‌شان را اجابت مىكردى . ( 1 ) قيس به اشعث گفت : خواسته‌شان را اجابت كن ، قسم به جانم ، فردا صبح با تو خواهند جنگيد ! عمر بن سعد گفت : و الله اگر بدانم مىخواهند جنگ بكنند امشب را به آنها مهلت نمىدهم ! « 2 » علىّ بن الحسين [ عليه السّلام ] مىفرمايد : در اين اثناء پيكى از طرف عمر بن سعد نزد ما آمد ، ايستاد و به طورى كه صدايش به گوش مىرسيد گفت : تا فردا به شما مهلت مىدهيم ، اگر تسليم شويد شما را نزد امير عبيد الله بن زياد مىفرستيم و اگر از تسليم شدن بپرهيزد شما را رها نخواهيم كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) چون ديلميان پس از شكست ساسانيان از سپاه اسلام ، سرسختانه مقاومت مىكردند و مانع ورود مسلمانان به مازندران و گيلان مىشدند مسلمانان عرب نيز با آنان به سختى رفتار مىكردند و اين رفتار سرسختانه طرفين در ميان مردم آن زمان به صورت ضرب المثل در آمده بود از اين رو عمرو بن حجّاج عصر تاسوعا به عمر بن سعد گفت ، اگر ديلميان كافر از شما يك شب مهلت مىخواستند سزاوار بود بپذيريد ، چه رسد به اينها كه از ديلميان نيستند . ( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 / 416 و 417 ، به نقل از أبى مخنف از حارث بن حصيرة از عبد الله بن شريك عامرى كه از اصحاب امام سجاد عليه السّلام بود و احتمالا اين خبر را از آن حضرت نقل كرده است و شيخ مفيد تنها تقاضاى مهلت امام عليه السّلام براى نماز و دعا را همراه با اندكى تغيير ذكر كرده است ، ر ك : ارشاد 2 / 90 و 91 . ( 3 ) تاريخ طبرى ، 5 / 417 و 418 ، به نقل از أبى مخنف از حارث بن حصيرة از عبد الله بن شريك عامرى و ارشاد شيخ مفيد ، 2 / 91 ، با كمى تغيير .