4 . حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد : پيامبر صلى الله عليه و آله ، « ضباعه » دختر زبير بن عبدالمطّلب را [ كه از شريفترين خاندان قريش بود ] به عقد « مقداد بن اسود » ، مردى تهىدست و كمقبيله درآورد تا سطح ازدواجها پايين بيايد و مردم به آن حضرت تأسّى كنند و بدانند بزرگوارترين آنان نزد خدا ، پرهيزكارترين ايشان است .
5 . موالى [ عجمهاى ساكن مدينه كه به اسيرى يا مناسبت ديگر به مدينه آمده بودند ] در زمان خلفا خدمت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام رسيده ، عرض كردند : يا على ! پيامبر صلى الله عليه و آله سهم ما را از غنيمتهاى جنگ بدون تبعيض به اندازهء اعراب مىپرداخت ، سلمان و بلال و صهيب را كه همه از نژاد ديگر بودند ، زن داد ؛ امّا زمامداران امروز ، سهام ما را كمتر مىدهند و ما را هم رديف عرب نمىشمارند .
اميرالمؤمنين عليه السلام شكايت آنان را به سمع مقامات مسئول رساند و ضمن تعرّض به اين بىعدالتى ، خواستار اجراى مساوات اسلامى گرديد . ولى فريادها بلند شد كه : يا اباالحسن ! ما تن به چنين سنّتى نمىدهيم ، ما تن نمىدهيم . على عليه السلام خشمگين ، دامنكشان مجلس را ترك كرد و در پاسخ شاكيان فرمود : « اين قوم شما را در صف يهود و نصارى جا دادهاند ، از شما زن مىگيرند ولى به شما زن نمىدهند ؛ حقّ خودشان را از شما مىگيرند ، امّا حقّ شما را عادلانه نمىدهند . اينك صلاح چنين مىدانم كه به تجارت پردازيد ، خدايتان بركت دهد . من خود از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه روزى ده قسمت است ، نُه تا در تجارت و يكى در كارهاى ديگر » .
[ شايد بزرگترين ضربهاى كه در اثر انحراف مسير خلافت بر پيكر مقدّس اسلام وارد شد ، جريان تبعيضات نژادى و ناسيوناليسم عربى بود . شاهكار عالى و چشمگير اسلام ، الغاء امتيازات بود كه دلها را به هم پيوند زد ، عدالت اجتماعى را به معناى واقعى اجرا كرد ، مشكلترين عقدهء بشريت را گشود و شورانگيزترين آرزوى انسانها را برآورد . مايهء افتخار بود ، يكپارچگى جامعهء اسلامى را ضمانت مىكرد ، دشمنكوب بود و سند آسمانى بودن تعاليم قرآن .
افسوس ! افسوس ! كه مشتى بيابانگرد كينهتوز و جاهطلب ، نهال نوخاسته اسلام را سر برنياورده ، پژمراندند و آب حيات را از سرچشمهء نجسته آلودند .
و اى دريغ ! كه جمعى كوتاهفكرِ خام خرد پنداشتند انسانهاى در بند هوا توانند بر مسند « ما ينطق عن الهوى » نشينند و آنها كه پس از 23 سال رنج تربيت طاقتفرسا ، دم از نژادپرستى مىزنند لياقت آموزگارى كتابى دارند كه ديباچهاش « انّ اكرمكم عند اللَّه اتقيكم » است .
شگفت از آن مردمى كه آن روز مسحور خيمهشببازىهاى سياستگران شدند نيست ( كه آنها هنوز از حقايق مفاهيم دينى خبرى نداشتند ، و در مقابل جادوى تبليغات ، فروغ خردهاشان خاموش شده بود ) و نه از نسلهاى آنان كه غبار تقليد بر ديده بصيرتشان نشسته ؛ شگفت از شيعهزادهء دانشمندنماى ما است كه ناسنجيده مىگويد :
الزواج في الإسلام (ازدواج در اسلام) (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣