( 5 ) : مرد و زن مؤمن كفو يكديگرند
1 . عبدالملك مروان ، جاسوسى در مدينه داشت كه كوچك و بزرگ اخبار مدينه را به مركز خلافت گزارش مىكرد . حضرت سجاد عليه السلام كنيزى داشت آزادش كرد و به حكم كفويّت اسلامى با او ازدواج نمود .
جاسوس ، جريان را به اطّلاع خليفهء اموى رساند . عبدالملك ، نامهاى توبيخآميز به آن حضرت نوشت : « بر حسب اخبار واصله ، شما با كنيزكى كه خود آزاد كردهايد وصلت نمودهايد ؛ در صورتى كه ممكن بود با همطرازان خود از فاميل معتبر قريش وصلت كنيد كه هم مايهء شرف باشد و هم فرزند اصيل و نجيب آورد ! ! شما با اين ازدواج نامناسب نه رعايت مصلحت خود كردهايد و نه بر فرزندانى كه در صلب داريد ، ترحّم نمودهايد » . [ نامهاى بود كه از يك روح جاهليّت كه هيچ اثرى از اسلام نپذيرفته حكايت مىكرد . ]
امام زين العابدين عليه السلام در جواب مرقوم فرمود : « نامهء تو رسيد ؛ مرا به ازدواج با آزادكردهء خود ملامت كرده بودى . نوشته بودى زنانى در قريش بودند كه ازدواج با آنها براى من مايهء سربلندى و موجب اصالت فرزند مىشد .
اشتباه كردى ! مگر ما فوق پيامبر ، شرف و مقامى تصوّر مىشود كه من با ازدواج به كسب آن نائل شوم . اين كنيزكى بود ملك من ؛ به فرمان خداوند از پى تحصيل اجر و ثواب آزادش كردم . سپس بر حسب سنّت الهى او را به عقد خود درآوردم . آن كس كه در دين خدا پاك باشد ، اين گونه امور ، اخلالى به حيثيت و شرف او وارد نسازد . خداوند به وسيلهء اسلام خستهاى موهوم جاهليّت را از ميان برداشته است .
بايد نيك از رسولاللَّه پيروى كنيم . پيامبر ارجمندترين زن قريش ، زينب ، دختر عموى خود را به عقد غلامش زيد درآورد و كنيز خود صفيه دختر « حى بن اخطبِ » يهودى را به زنى گرفت » .