قيس گفت : آيا هر گاه غضبناك مىشوى بايد به نفس خودت اهانت كنى و معصيت پروردگارت را مرتكب شوى و عدد طايفه خودت را كم كنى ؟ ! برو من تو را آزاد كردم .
آنگاه رو به فرزندان خود كرد و گفت : عزيزان من ! برادر خود را غسل دهيد و كفن كنيد آنگاه با خبرم سازيد تا بر جنازهء او نماز بخوانم .
قيس بن عاصم بعد از دفن فرزندش به پسرانش گفت : مادر اين فرزند مقتولم از طايفه شما نيست و از طايفه ديگر است و من گمان نمىكنم مادرش راضى شود كه بدون ديه و خونبها قاتل پسرش رها شود پس شما ديه او را از مال من به مادر او بپردازيد .
8 - سخنان ابو ذر سر قبر فرزند خويش
مرحوم صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه روايت مىكند كه وقتى « ذر » ( پسر ابو ذر ) وفات كرد ابو ذر رحمة اللَّه عليه سر قبر او ايستاد و دستش را بر خاك قبر ماليد و گفت : « رحمك اللَّه يا ذر » خدا رحمت كند تو را اى ذر ! به خدا قسم تو براى من فرزند خوبى بودى ، حال تو از من جدا شدى من از تو خشنودم ، به خدا قسم كه من از رفتن تو ناراحت نيستم و نقصانى به من نرسيد و به غير از حق تعالى به احدى نياز ندارم و اگر هول مطلع ( يعنى جاهاى هولناك عالم پس از مرگ نمىبود ) خيلى خوشحال بودم كه من به جاى تو رفته باشم ( ولى مىخواهم چند روزى تلافى گذشته را بنمايم و تهيه آن عالم را ببينم ) .
به تحقيق كه اندوه از براى تو مرا مشغول ساخته است از اندوه بر